پژوهشهای موجود در حوزه حج و تمدن نوین اسلامی، عمدتاً فاقد چارچوبی نظری منسجم، چندلایه و روشمند برای تحلیل نقش تمدنساز حج هستند و به سه رویکرد شخصیتمحور، مناسکمحور و چالشمحور بسنده کردهاند که هر یک، از جامعیت، پویایی و قدرت تبیینکنندگی لازم برای تحلیل حج معاصر بهعنوان پدیدهای چندلایه و جهانی برخوردار نیستند. این مقاله، با هدف پر کردن این خلأ، به ارائه چارچوبی نظری نوین با عنوان چارچوبی نظری برای نقش شبکهای تمدنساز حج در جهان اسلام معاصر میپردازد. مفهوم نقش شبکهای بر این ایده استوار است که نقش تمدنساز حج، از کل نظام روابط و تعاملات میان عناصر مختلف شبکه نشأت میگیرد و بهعنوان حاصل جمع تعاملات تعریف میشود. این چارچوب بر تلفیق پنج رکن نظری بنیادین استوار است: گفتمان تمدن نوین اسلامی، نظریه جامعه شبکهای، نظریه کنشگر-شبکه، نظریه سرمایه اجتماعی و مفهوم جهانیشدن از پایین . این مقاله با روش توصیفی-تحلیلی و رویکرد سیستمی-شبکهای، مؤلفههای اصلی شبکه تمدنی حج و روابط میان آنها را تبیین میکند و با مصداقهای عینی نشان میدهد که این شبکه پدیدهای عینی و قابلمشاهده است. نسبت این چارچوب با تمدن نوین اسلامی در سه سطح همسویی ساختاری، تمایز روششناختی و کارکردهای نظری (الگوسازی، شبکهسازی تمدنی و آیندهسازی) واکاوی میشود. یافتهها نشان میدهد نگاه شبکهای به حج، تصویری تمامعیار، منسجم و آیندهنگرانه از نقش آن در تمدن نوین اسلامی ارائه میدهد و ابزاری کارآمد برای تحلیل عینی ابعاد سیاسی، اقتصادی، هویتی و ارتباطاتی حج در اختیار پژوهشگران و سیاستگذاران قرار میدهد.