Document Type : Original Article
مقدمه
کتاب الاشارات الى معرفة الزیارات تألیف علی بن ابی بکر هروی (م ۶۱۱ق)، جهانگردِ صوفی مسلکِ نیمه دوم سده ششم هجری و نخستین منبع تاریخی موجود و در دسترس است که به طور اختصاصی به معرفی زیارتگاه ها و اماکن مقدس اسلامی پرداخته است. ازاین رو باید آن را نخستین مزارنگاری مستقل و شناخته شده در میراث مکتوب اسلامی به شمار آورد.
مزارنگاری های شناخته شده در میراث مسلمانان تا پیش از نگارش این کتاب، عمدتاً محدود به برخی از منابع جغرافیایی و تواریخ محلی بوده است. یکی از نخستین تلاش ها در این زمینه متعلق به بشاری مقدسی، جغرافی دان مشهور مسلمان، است که در پایان هر فصل از اثر جغرافیایی مهم خود، احسن التقاسیم الی معرفة الاقالیم، به معرفی اجمالی زیارتگاه های دینی هر اقلیم جغرافیایی پرداخته است.
همچنین شماری از تواریخ محلی نیز، حتی نمونه هایی که اساساً با رویکرد رجالی یا تراجم اعلام و رجال یک شهر نگاشته شده اند، معمولاً حاوی مقدمه های مفصلی درباره تاریخ و جغرافیای آن شهر بوده اند که گاه بخشی از آن را به شرح اماکن مقدس و مشاهد و مزارات شهر اختصاص داده اند. برای نمونه هایی از چنین تواریخی می توان به تاریخ بغداد، تاریخ دمشق و التدوین فی اخبار قزوین اشاره کرد. (خطیب بغدادی، ۲۰۰۱م، ج۱، ص۴۴۲ -۴۵۰؛ ابن عساکر، ۱۹۹۵م، ج۲، ص۳۲۳- ۳۴۱، ۴۱۰- ۴۲۱؛ رافعی، ۱۹۸۷م، ج۱، ص۵۶، ۵۷)
از سوی دیگر برخی از آثار کهن نگاشته شده درباره حج و شهرهای مقدس را نیز باید تلاش هایی در راستای مزارنگاری به شمار آورد. برای نمونه ای کهن از چنین متونی باید به رساله کهن در وصف مکه و مدینه اشاره کرد که توصیفی از اماکن مقدس سه شهر مقدس مکه، مدینه و بیت المقدس به دست داده است.2 واضح است که هدف از نگارش چنین آثاری صرفاً توصیف مساجد و آثار دینی شهرهای مقدس بوده است.
نمونه مهم دیگری از این متون در زبان فارسی کتاب لطائف الاذکار للحُضّار والسُفّار اثر ابن مازه بخاری (مقتول در ۵۶۶ق) است که فصلی از آن به مزارات شهرهای واقع در مسیر حج مؤلف اختصاص یافته است. (ابن مازه، ۱۳۹۲ش، ص۸۱- ۱۵۹) با این حال به نظر می رسد این اثر را در درجه نخست باید یک مناسک نامه حج یا راهنمانگاری سفر حج دانست و نمی توان به آن به چشم یک متن مستقل در مزارنگاری نگریست.
همچنین در اینجا لازم است به مزارنامه های شیعی نیز، همچون کامل الزیارات ابن قولویه (م ۳۶۸ق)، کتاب المزار شیخ مفید (م ۴۱۳ق) و کتاب المزار الکبیر ابن مشهدی (م ۶۱۰ق) اشاره شود. هرچند شماری از این متون عنوان کتاب المزار (مزارنامه) را دارند، اما موضوع آنها آداب و احکام زیارت اماکن و مشاهد مقدسه شیعیان و زیارت نامه های معصومان: بوده است و با مزارنگاری های موجود در تواریخ محلی و نوشته های جغرافیایی تفاوت های اساسی دارند.
کتاب الاشارات الی معرفة الزیارات هروی در یکصد سال اخیر تاکنون چند بار منتشر شده است. نخستین و بهترین تصحیح انتقادی این اثر به دست ژانین سوردل تومین،3 بانوی مصحح و شرق شناس فرانسوی انجام شده و پژوهشکده فرانسوی مطالعات عربی در دمشق4 آن را در سال ۱۹۵۳ میلادی منتشر کرده است. متأسفانه چاپ های بعدی این اثر به دست پژوهشگران مسلمان با این تصحیح برابری نمی کند.5
مؤلف کتاب، ابوالحسن علی بن ابی بکر بن علی هروی، اصالتاً از هرات، اما زاده موصل و ساکن شهر حلب بوده و در همین شهر نیز از دنیا رفته است. او بخش قابل توجهی از عمر خود را در سفر سپری کرده و ازاین رو در منابع تاریخی از وی با لقب «سائح» (جهانگرد) یاد شده است. (منذری، ۱۹۸۸م، ج۲، ص۳۱۵؛ ابن صابونی، ۱۹۵۷م، ص۲۰۵)
ابن خلکان (م ۶۸۱ق) درباره سفرهای وی می نویسد:
سرزمین ها را گشت و بیشتر جاها را دید و نزدیک بود که همه زمین را بگردد. خشکی و دریا و دشت و کوهستانی را که دست یافتنی و دیدنی باشد مگذاشت، مگر آنکه دید و به هرجا که رسید دست خط خود را بر دیوار آن نوشت. و من در بسیاری از جاهایی که رفتم، دست خط وی را دیدم. (ابن خلکان، بی تا، ج۳، ص۳۴۶)
هروی علاوه بر کتاب اشارات آثار دیگری نیز داشته است که امروزه به دست ما نرسیده است. ابن خلکان برای وی کتاب الخطب الهرویة را یاد کرده است (همان، ص۳۴۷) که با توجه به عنوان کتاب، قاعدتاً باید خطبه ها و مواعظ ادبی وی باشد. خود وی نیز در پایان کتاب اشارات از تألیف دیگرش با عنوان منازل الأرض ذات الطول والعرض یاد می کند (هروی، ۱۹۵۳م، ص۱۰۰) که قاعدتاً باید اثری جغرافیایی باشد.
هروی در مقدمه کتاب، انگیزه خود از نگارش آن را چنین گفته است که این اثر را به درخواست شخصی به پایان برد که از او درخواست کرده بود مزارهایی را که هروی در سفرهایش زیارت کرده بود و بناها و ساختمان ها و عجایب و بت ها و طلسم ها و آثاری را که در ربع مسکون زمین بازدید کرده بود، برایش بازگو کند. (همان، ص۲)
البته باید توجه داشت که آنچه هروی در کتاب اشارات ثبت کرده، مبتنی بر مشاهده ها و خاطره هایى است که مدت ها پس از سفرهایش به رشته تحریر درآورده. ازاین رو ممکن است این آگاهی ها خالی از لغزش ها و بی دقتی های ناشی از فراموشی وی در گذر زمان نباشد؛ چراکه خود اشاره کرده است که در یکی از سفرهایش هنگام حرکت از جزیره سیسیل به دریا افتاد و کتاب هایش غرق شد و آب دریا متن بخش باقی مانده از آن را محو کرد. (همان، ص۹۲)
با این حال کتاب الاشارات الی معرفة الزیارات تصویری کلی از زیارتگاه های موجود در بسیاری از سرزمین های جهان اسلام، به ویژه مناطق مرکزی آن - شامل شام، جزیره، عراق، مصر و شبه جزیره عرب - به دست می دهد. بسیاری از آگاهی های وی در این زمینه در سایر منابع تاریخی به چشم نمی خورد. ازاین رو این اثر در پژوهش های مرتبط با مزارپژوهی و مزارشناسی از ارزش ویژه و منحصربه فردی برخوردار است.
بر این اساس سؤالی که در این نوشتار به دنبال یافتن پاسخ آن هستیم، آن است که گونه های مختلف زیارتگاه های دینی مسلمانان در سده ششم هجری بر مبنای آنچه هروی در کتاب خود ثبت و ضبط کرده، چیست. برای پاسخ به این سؤال متن این کتاب را چندین بار به دقت مطالعه و نمونه های متعدد زیارتگاه های یادشده در این کتاب را طبقه بندی کرده و گونه های مختلف زیارتگاه های جهان اسلام در زمانه هروی را استخراج کرده ایم.
۱. مساجد مقدس و متبرک
قاعدتاً مساجد مقدس مسجدالحرام در مکه مکرمه، مسجدالنبی در مدینه منوره، مسجدالأقصی در بیت المقدس و مسجد اعظم کوفه را باید اماکنى مهم، معتبر و مقدس برای مسلمانان دانست. در کنار اینها مساجد دیگری همچون مسجد قبا در مدینه منوّره، مسجد جامع دمشق، مسجد سهله در کوفه و مسجد غدیر خم در جحفه و... را، که با حضور پیامبران و امامان و اولیا در آنها پیوند خورده اند و همواره مقصدی برای زیارت بوده اند، نیز باید در شمار مساجد مقدس و متبرک به شمار آورد.
هروی در کتاب الاشارات الی معرفة الزیارات مساجدی را در برخی از شهرها در شمار مکان های زیارتی نام برده است. البته او برای چند مسجد مقدس مهم مسلمانان، شرح مفصل تری ارائه کرده و به تفصیل بیشتری مقام ها و جایگاه های مقدس و زیارتی درون آنها را برشمرده است. این مساجد عبارت اند از: مسجدالحرام، مسجدالنبی، مسجدالأقصی، جامع دمشق و مسجد کوفه.
او آثار مهم موجود در مسجدالحرام را به شرح زیر بیان کرده است: محل تولد حضرت علی۷ در کعبه، مقام و قدمگاه ابراهیم۷، حجرالأسود، چاه زمزم، گنبد شراب، سقایة عباس و «میلین اخضرین» (دو میل سبز). در ادامه اشاره کرده است که گفته می شود قبر اسماعیل و هاجر در «حِجر»، و قبر صالح۷ و کسانی که به وی ایمان آوردند در فاصله میان حِجر و دارالندوه و قبور هفتاد تن از پیامبران - از جمله هود، صالح و اسماعیل - بین چاه زمزم و رکن قرار دارد. (همان، ص۸۶)
درباره مسجدالنبی نیز هروی ضمن اشاره به حجره پیامبر(ص)، که دو خلیفه اول و دوم نیز در آن مدفون هستند، از منبر پیامبر(ص)، روضه حضرت فاطمه(س) و ستون «مُخَلَّقه» در شمار جایگاه های مقدس این مسجد یاد کرده است. (همان، ص۹۰) او همچنین از آثار زیر در مسجد کوفه نام برده است: «دکّة الحکم» که امام علی۷ بر آن می نشست، خانه نوح و محل جوشیدن «تنور» که طوفان نوح از آن آغاز شد، چاه آبی که به دست امام علی۷ حفر شده بود و چاه آبی که با آب آن امام علی۷ را غسل دادند؛ و سنگی که امام۷ را بر آن غسل کردند. (همان، ص۷۷)
هروی در کتاب اشارات شماری از آثار و جایگاه های مقدس مسجدالأقصی را به شرح زیر برشمرده است: سنگ داخل «قبة الصخره» که پیامبر از روی آن به معراج رفت (همان، ص۲۴)، «مغارة الارواح» که گفته می شده ارواح مؤمنان در آن گرد هم می آیند و مى گویند: قبر حضرت زکریا۷ نیز در آن قرار داشته است، «قبة السلسله» که محل حکمرانی حضرت سلیمان بوده، محراب عمر بن خطاب در شبستان مسجد (همان، ص۲۵)، اصطبل چارپایان حضرت سلیمان و غار موسوم به «مهد عیسی» در زیر محوطه مسجد. (همان، ص۲۷)
تعداد قابل توجهی از مساجد متبرک در حرمین شریفین وجود داشته است. برخی از مساجد متبرک شهر مکه عبارت بودند از: مسجد جن که در آن جنیان با پیامبر(ص) بیعت کردند، مسجد شجره که پیامبر(ص) در آنجا درختی را فراخواند و آن درخت نزد ایشان آمد و بازگشت، مسجد فتح در «سوق الغنم» که مردم در روز فتح مکه در آنجا با پیامبر بیعت کردند، مسجدی در ذی طوی که رسول خدا(ص) در آن نماز گزارد، مسجد تنعیم و مسجد حُدَیبیه. (همان، ص۸۷)
مساجد متبرک مدینه نیز عبارت بودند از: مسجد قبا (همان، ص۹۵)، مسجد فتح که گفته می شود پیامبر(ص) در روز خندق در آنجا (در محل ستون روی کوه) دعا کرد و دعای وی مستجاب شد، مسجد قبلتین که محل تغییر قبله از بیت المقدس به کعبه بوده است، مسجد بنی ظفر که در آن سنگی وجود داشته که پیامبر(ص) بر آن نشسته بوده و به گفته هروی در زمان وی مشهور بوده که هر زنی که به آسانی باردار نمی شده به قصد باردار شدن روی آن می نشسته است. (همان، ص۹۲)
همچنین در مسیر مدینه تا تبوک هفده مسجد منسوب به پیامبر(ص) (همان، ص۹۶) و در شهر بُصری (در جنوب سوریه کنونی) مسجد و محل نماز خواندن رسول خدا(ص) وجود داشته است. (همان، ص۱۷) مساجدی نیز در برخی شهرهای دیگر وجود داشته که ساخت آنها به صحابه رسول خدا(ص) منسوب بوده است؛ برای مثال مسجدی در روستای «وَتر» در منطقه حوران که گفته می شده زبیر بن عوام آن را ساخته (همان، ص۱۷) و مساجد هشت گانه در شهر «مَیّافارِقین» که به باور مردم به دست صحابه پیامبر(ص) ساخته شده بود. (همان، ص۶۴)
۲. قبور و مزارات شخصیت های مقدس و رجال دینی
هروی در کتاب خود به طور گسترده به قبور و آرامگاه های منسوب به رجال دینی و شخصیت های مقدس اشاره کرده است. البته بخش قابل توجهی از آنها قبور رجال و شخصیت هایی بوده که در قبرستان های بزرگ و مشهور شهرهای مهم جهان اسلام به خاک سپرده شده اند و هروی شرح مفصلی از مدفونان در آنها به دست داده است؛ نظیر قبرستان باب الصغیر دمشق (همان، ص۱۳-۱۴)، قبرستان «قرافه» قاهره (همان، ص۳۵- ۳۷)، قبرستان های مهم بغداد - نظیر شونیزیه و خیزران (همان، ص۷۳- ۷۵) - و قبرستان بقیع در مدینه منوره. (همان، ص۹۲- ۹۴)
به هر حال می توان پیشوایان دینی و شخصیت های مقدس و علمایی را که مورد احترام بوده اند و هروی در کتاب خود از قبور و مزارات آنان یاد کرده، در گروه های زیر دسته بندی کرد: پیامبران الهی، وابستگان و نزدیکان پیامبران، دیگر شخصیت های یادشده در قرآن و قصص انبیا حکما و شخصیت های پیش از اسلام، اجداد و آبای پیامبر(ص)، امامان معصوم شیعه، امامزادگان و سادات علوی، صحابه و تابعین، خلفا، ائمه مذاهب و علمای دین، اولیا و مشایخ صوفیه، شخصیت های نیمه افسانه ای یا مجهول و ناشناخته.
شماری از پیامبران الهی را که هروی به قبورشان اشاره کرده به شرح زیر می توان برشمرد: نوح۷ در منطقه «کرک» از توابع بعلبک (همان، ص۱۰)، هود۷ در حضرموتِ یمن (همان، ص۹۷) و به قولی در جامع اموی دمشق (همان، ص۱۵)، ایوب۷ در «دیر ایوب» و سام بن نوح در «نَوی» در منطقه «حوران» [در جنوب سوریه امروزی] (همان، ص۱۶)، شعیب۷ و همسرش در منطقه «حِطّین» در فلسطین (همان، ص۲۰)، لوط۷ در روستای «کفربریک» بین دو شهر قدس و الخلیل (همان، ص۲۹)، ابراهیم، اسحاق، یعقوب و ساره (و به قولی آدم، نوح و سام) در غاری در الخلیل (همان، ص۳۰)، ارمیا در «دیماس» در اسکندریه (همان، ص۴۷)، دانیال در شوش (همان، ص۶۹)، حزقیال (معروف به ذوالکفل) در «برملاحه»6 (همان، ص۷۶) میان حله و کوفه، عَزرا کاتب تورات در روستای «نهر سَمُرا» در جنوب عراق7 (همان، ص۸۰)، مزار سر یحیی بن زکریا۷ در جامع اموی دمشق (همان، ص۱۵) و مزار بدن وی در «سبسطین» در فلسطین. (همان، ص۲۳)
همچنین هروی از مزارات شماری از وابستگان و نزدیکان به پیامبران الهی، به ویژه فرزندان و مادران ایشان، به شرح زیر یاد کرده است: مزار هابیل و قابیل فرزندان آدم در کوه «بَرَدَة» در اطراف دمشق (همان، ص۱۱)، قبر جبله دختر نوح در روستای «عَرجَموش» از توابع «کرک» در بقاع لبنان (همان، ص۱۰)، مزار برادر داوود۷ در «مَشحلا» از توابع اعزاز در شمال سوریه کنونی (همان، ص۶)، قبر مادر مریم در مسجد «نیرب» از توابع دمشق که به باور هروی این مریم شخص دیگری جز مریم بنت عمران (مادر حضرت عیسی۷) بوده است (همان، ص۱۱)، قبر مادر موسی بن عمران و قبور چهار تن از فرزندان یعقوب۷ در «اربد» از توابع طبریه، قبر صِدّیق بن صالح۷ در روستای «شجره» در فلسطین (همان، ص۲۰)، مزار دو تن از فرزندان یعقوب۷ و دخترش صفراء (همسر حضرت موسی۷) در «کفرمنده» از توابع طبریه (همان، ص۲۱)، مزار دو تن از فرزندان یعقوب۷ در روستای «کابول» در فلسطین (همان، ص۲۲)، قبر لاوی بن یعقوب در روستای «لاوی» و بنیامین بن یعقوب در روستای «ظهر الحمار» در فلسطین (همان، ص۲۳)، قبر روبین بن یعقوب در قرافه قاهره (همان، ص۳۷)، قبر راحیل مادر حضرت یوسف بین قدس و الخلیل (همان، ص۲۹)، قبر مریم بنت عمران در «وادی جهنّم» در بیت المقدس. (همان، ص۲۸)
مزاراتی نیز به برخی از دیگر شخصیت های یادشده در قرآن و کتاب های قصص انبیا منسوب بوده است؛ از جمله: مزار آسیه همسر فرعون در قاهره (همان، ص۳۵)، قبر اوریا بن حنّان در «قورص»8 (همان، ص۵)، مزار قُسّ بن ساعده ایادی9 در «روحین»10 (همان، ص۵)، قبر بَرصیصای عابد11 در «جبل برصیصا»12 (همان، ص۶)، قبر حبیب نجّار در انطاکیه (همان، ص۶)، قبر لقمان حکیم در شرق دریاچه طبریه (همان، ص۱۹) و قبر دیگری منسوب به وی در «لاعه» از توابع عَدَن. (همان، ص۹۷)
قبوری نیز برای برخی از حکما و شخصیت های تاریخی پیش از اسلام وجود داشته است؛ از جمله: افلاطون حکیم در کلیسایی در کنار مسجد قونیه (همان، ص۵۹)، جالینوس حکیم در «فَرَما» در مسیر عسقلان به مصر (همان، ص۳۴)، ارسطاطالیس حکیم در روستای «مُنشیّه» در صعید مصر و به قولی در فانوس دریایی اسکندریه (همان، ص۴۴)، اسکندر مقدونی در روستای «شَحشَبُو» از توابع «فامیه»13 (همان، ص۷) و به قولی در کنار ارسطاطالیس (ارسطو) در فانوس دریایی اسکندریه. (همان، ص۴۸)
هروی به قبور برخی از اجداد و آبای پیامبر اسلام(ص) نیز اشاره کرده است؛ از جمله: هاشم جدّ رسول خدا(ص) در غزّه (در فلسطین) (همان، ص۳۳)، عبدالمطلب بن هاشم در مکه (همان، ص۸۸)، عبدالله پدر پیامبر(ص) در «دار النابغه» در مدینه منوره (همان، ص۹۳)، آمنه مادر پیامبر(ص) در «ابواء» میان مکه و مدینه. (همان، ص۸۹)
او همچنین از قبور و مزارات همه امامان شیعه: یاد کرده است که عبارتند از: مشهد امام علی(ع) در نجف و بدن امام حسین(ع) در کربلا (همان، ص۷۷)، امام موسی کاظم(ع) و امام محمد جواد(ع) در مقابر قریش بغداد (همان، ص۷۳)، امام علی هادی(ع) و امام حسن عسکری(ع) در سامرا (همان، ص۷۲)، امام رضا(ع) در طوس (همان، ص۹۹)، و قبور چهار امام شیعه (امام حسن مجتبی(ع)، امام زین العابدین(ع)، امام محمد باقر(ع) و امام جعفر صادق(ع)) در داخل گنبد عباس عموی پیامبر(ص) در قبرستان بقیع. (همان، ص۹۳)
البته قبوری نیز برای برخی از ائمه(ع) در مکان های دیگری برخلاف قول مشهورِ شیعیان وجود داشته است. برای مثال مزاری منسوب به امام زین العابدین(ع)در «قرافه» مصر (همان، ص۳۶)، قبری منسوب به امام علی۷ در تکریت (همان، ص۷۱) و قبر دیگری منسوب به ایشان در بلخ (همان، ص۷۷) وجود داشته است؛ چنان که می دانیم قبر منسوب به امیر مؤمنان(ع) در بلخ، تا به امروز به نام «مزار شریف» پابرجا و زیارتگاه مردم افغانستان است.
همچنین مزارات فراوانی از آنِ فرزندان و نوادگان ائمه: وجود داشته است؛ از جمله: محسن بن امام حسین(ع) در حلب (همان، ص۴)، ام کلثوم در روستای «راویه» از توابع دمشق14 (همان، ص۱۲)، محمد بن عبدالله بن حسین بن احمد بن اسماعیل بن امام جعفر صادق(ع) نزدیک زیارتگاه «خضر» در دمشق (همان، ص۱۴)، شماری از سادات علوی در قاهره (همان، ص۳۵، ۳۶)، یحیی بن عبدالله محض در رقه (همان، ص۶۳)، یکی از فرزندان (یا نوادگان) امام حسین(ع) در مسجدی که مسلمة بن عبدالملک در قسطنطینیه (استانبول کنونی) بنا کرد (همان، ص۵۶)، قاسم بن موسی بن جعفر: در روستای «شوشه» در جنوب حلّه (همان، ص۷۶)، زید بن علی۸، ابراهیم بن عبدالله محض و فرزندان امام حسین(ع) در کوفه (همان، ص۷۷)، محمد بن ابراهیم بن امام حسن(ع) در واسط (همان، ص۸۰)، عبیدالله بن علی۷ در «مُذار» در عراق (همان، ص۸۰)، عبدالله بن امام جعفر صادق(ع) در «اَبواء» (همان، ص۸۹)، مزار گور سرخ در جُرجان که به گفته هروی مدفن چهل تن از علویان است. (همان، ص۹۹)
با استناد به کتاب اشارات می توان دریافت که قبور صحابه و تابعین رسول خدا(ص) از زیارتگاه های محل توجه مسلمانان بوده و به فراوانی در سرزمین های اسلامی مختلف وجود داشته است. شماری از آنها را به شرح زیر می توان برشمرد: ابو امامه باهلی در روستای «کَفَرنَغد» از توابع حمص و نعمان بن بشیر میان حمص و سلمیه15 (همان، ص۸)، عیاض بن غنم، خالد بن ولید و فرزندش عبدالرحمان در حمص (همان، ص۸)، سفینه خادم پیامبر(ص)، قنبر خادم امام علی۷، ثوبان و کعب الأحبار در حمص (همان، ص۹)، حجر بن عدی و یارانش در روستای «عذراء» از توابع دمشق (همان، ص۱۲)، سعد بن عباده در روستای «منیحه» از توابع دمشق (همان، ص۱۲)، شهدای مؤته - همچون جعفر طیار، زید بن حارثه و عبدالله بن رواحه (همان، ص۱۹) -، عبادة بن صامت در «رمله» در فلسطین (همان، ص۳۳)، محمد بن ابی بکر در قرافه قاهره (همان، ص۳۸)، رُوَیفع بن ثابت در شهر «بَرقه» (همان، ص۵۳)؛ معبد بن عباس بن عبدالمطلب در «باجه» در تونس امروزی و «مُنَیذر افریقی» در «افریقیه»16 (همان، ص۵۳)، عروة بن ثابت و امّ حرام دختر مِلحان در جزیره قبرس (همان، ص۵۶)، ابو ایوب انصاری در بیرون باروی قسطنطینیه (همان، ص۵۶)، عمار یاسر در رقه (همان، ص۶۳)، برّاء بن مالک در شوش (همان، ص۶۹)، عمرو بن حمق خزاعی در موصل (همان، ص۷۰)، سلمان فارسی و حذیفة بن یمان در مدائن (همان، ص۷۶)، مسلم بن عقیل و هانی بن عروه در کوفه (همان، ص۷۸)، سعید بن جبیر در روستای «بَرجونیه» در عراق (همان، ص۸۰)، طلحه، زبیر، انس بن مالک، ابن سیرین، حسن بصری و مالک بن دینار در بصره (همان، ص۸۱)، ابوذر در رَبَذه (همان، ص۸۴)، وهب بن منبّه در صنعا (همان، ص۹۷)؛ حُمَمه دوسی در اصفهان (همان، ص۹۸)، اسحاق بن طلحه در ری (همان، ص۹۸)، قثم بن عباس بن عبدالمطلب در سمرقند. (همان، ص۹۹)
همچنین در روستای «راشتان» در دو فرسخی تبریز مزاری وجود داشته که به اختلاف اقوال، مدفن احنف بن قیس یا اشعث بن قیس یا قیس بن اشعث بوده، اما هروی در نهایت انتساب آن را به «عمرو بن قیس علائی» ترجیح داده است. (همان، ص۷۹)17 در شهر «دُنَیسِر»18 نیز مزار «عَمرو بن جندب» وجود داشته که به گفته هروی در سال ۵۶۱ قمرى آشکار شد، اما چگونگی پیدایش آن را شرح نداده است. (همان، ص۶۴)
مزاراتی نیز منسوب به فرزندان برخی از صحابه و تابعین وجود داشته که شخصیت آنان مجهول بوده است؛ نظیر مزار محمد بن عبدالله بن عمار یاسر در معرّةالنعمان در سوریه کنونی (همان، ص۷)، مزار فرزندان جعفر طیّار در شهر حمص (همان، ص۹)، مزار فرزندان ابوبکر و فرزندان ابوهریره در قرافه قاهره (همان، ص۳۷)، و مزار فرزند ابوهریره و فرزند کعب الأحبار در یک زیارتگاه در جیزه مصر. (همان، ص۳۹)
از میان خلفا علی بن ابی بکر هروی به قبور خلفای زیر اشاره کرده است: عمر بن عبدالعزیز (خلافت: ۹۹- ۱۰۱ق) در معرّةالنعمان (همان، ص۷)، هارون الرشید (خلافت: ۱۷۰- ۱۹۳ق) در طوس و مأمون عباسی (خلافت: ۱۹۸ -۲۱۸ق) در انطرسوس19 (همان، ص۷)، امین (خلافت: ۱۹۳- ۱۹۸ق) فرزند هارون در مقابر قریش و تعدادی از خلفای عباسی در رصافه بغداد (همان، ص۷۳)، چند تن دیگر از خلفای عباسی در سامرا (همان، ص۷۲)، المُستعین (خلافت: ۲۴۸- ۲۵۲ق) در قادسیه (همان، ص۸۴)، المُسترشد بالله (خلافت: ۵۱۲- ۵۲۹ق) در مراغه و فرزندش الراشد بالله (خلافت: ۵۲۹ -۵۳۰ق) در اصفهان. (همان، ص۹۸) هروی همچنین قبور سلطان نورالدین محمود بن زنگی (حکومت: ۵۴۱- ۵۶۹ق) و صلاح الدین ایوبی (حکومت: ۵۶۹- ۵۸۹ق) در دمشق را در شمار زیارتگاه ها آورده است. (همان، ص۱۶)
از میان ائمه مذاهب فقهی و علمای دینی اهل سنت، که قبور آنان زیارتگاه بوده، هروی به شخصیت های زیر اشاره کرده است: امام عبدالرحمان اوزاعی (م ۱۵۷ق) در بیروت (همان، ص۲۳)، امام شافعی (م ۲۰۴ق) در قرافه قاهره (همان، ص۳۵)، ابوحنیفه (م ۱۵۰ق)، ابویوسف قاضی (م ۱۸۲ق) و احمد بن حنبل (م ۲۴۱ق) در بغداد (همان، ص۷۳- ۷۴)، مالک بن انس (م ۱۷۹ق) در قبرستان بقیع مدینه (همان، ص۹۳)، سیبویه نحوی (م ۱۸۰ق) در ساوه (همان، ص۹۸)، امام بخاری (م ۲۵۶ق) در سمرقند، امام محمد غزالی (م ۵۰۵ق) در طوس، محمد بن حسن شیبانی (م ۱۸۹ق) و کسائی مُقری (م ۱۸۹ق) در ری. (همان، ص۹۹)
هروی همچنین به مزارات تعدادی از اولیا و مشایخ صوفیه اشاره کرده است؛ همچون: ابوسلیمان دارانی (م ۲۱۵ق) در «دارَیّا» از توابع دمشق (همان، ص۱۳)، ذوالنون مصری (م ۲۴۶ق) و شیخ وی «شُقران» در قرافه قاهره (همان، ص۳۷، ۳۸)، قبور فتح کاری، فتح موصلی،20 معافی بن عمران21 و قضیب البان22 در موصل (همان، ص۷۰، ۷۱)، قبور صوفیان برجسته و مشهور سده دوم و سوم نظیر بِشر حافّی (م ۲۲۷ق)، معروف کرخی (م ۲۰۰ق)، سَریّ سَقَطی (م ۲۵۳ق)، جنید بغدادی (م ۲۹۷ق)، ابوبکر شبلی (م ۳۲۴ق)، حارث مُحاسَبی (م ۲۴۳ق) و... در قبرستان های بغداد (همان، ص۷۴ -۷۵)، طاووس بن کیسان (م ۱۰۶ق)، فضیل بن عیاض (م ۱۸۷ق) و سفیان بن عُیَینه (م ۱۹۸ق) در مکه (همان، ص۸۸)؛ ابراهیم خَوّاص (م ۲۹۱ق) در ری، بایزید بسطامی (م ۲۶۱ق) در بسطام، محمد بن سالم طوسی (م ۲۴۲ق)، یحیی بن معاذ رازی (م ۲۵۸ق)، حمدون قصّار23 (م ۲۷۱ق) و ابوعثمان حیری (م ۲۹۸ق) در نیشابور. (همان، ص۹۹)
گاه در لابه لای متن کتاب مزارات شخصیت های نیمه افسانه ای یا مجهول و ناشناخته نیز به چشم می خورد. نظیر قبر «راعی» (چوپان) در منطقه بقاع لبنان (همان، ص۱۰)، قبر عَفّان در مصر (همان، ص۳۸)، مزار یانس و لؤلؤ از یاران ابومحمد بطّال غازی در شهر «رحبه»24 (همان، ص۶۷)، قبر یکی از صالحان به نام «طویل» در همدان. (همان، ص۹۸)
یک نکته قابل توجه آن است که در باب مدفن شخصیت های مقدس بیش از یک قول و روایت رواج داشته است. بر همین اساس هروی برای شماری از شخصیت ها گاه چندین قبر و مزار در نقاط مختلف ذکر کرده است؛ مثلاً در زمان هروی چندین غار منسوب به اصحاب کهف در هر یک از مکان های زیر وجود داشته است: نزدیک عَمّان پایتخت اردن امروزی (همان، ص۱۸)، جایی به نام «جنان الورد» در اندلس (همان، ص۵۴) و غار دیگری در «اَبسِس» (یا افسوس) در روم (آناتولی) (همان، ص۶۰) که هروی این قول را صحیح ترینِ روایات دانسته است. (همان، ص۱۸، ۵۴ و ۶۰)
برای قبور تعدادی از پیامبران الهی نیز چند قول و چندین مزار وجود داشته است: صالح در مکه یا در «شبوه» یمن (همان، ص۷) و در مسجد شهر «عَکّا» در فلسطین (همان، ص۲۲)، یوسف در روستای «بَلاطه» از توابع نابلس (همان، ص۲۴) و در شهر «الخلیل» (همان، ص۳۱)، یوشع در معرّةالنعمان و به قول صحیح در نابلس (همان، ص۷) و نیز در روستای «صرفه» در اردن امروزی (همان، ص۱۸)، الیسع در روستای «بُسر» در منطقه حوران (در جنوب سوریه امروزی) (همان، ص۱۶) و نیز در «سبسطین» (همان، ص۲۳) و قرافه قاهره (همان، ص۳۷) و مَیّافارِقین (همان، ص۶۴)، سلیمان در طبریه و در بیت المقدس (همان، ص۱۹)، یونس در روستای «حلحول» در فلسطین (همان، ص۲۹) و در کوفه (همان، ص۷۸)، جرجیس در موصل و شوش25 و در چاهی در منطقه «مرکویه»26 از توابع ارومیه. (همان، ص۶۹، ۷۰) یهودا فرزند یعقوب نیز مزاری در روستای «رومه» از توابع طبریه (همان، ص۱۹) و مزار دیگری در قرافه قاهره (همان، ص۳۷) داشته است.
از میان امامزادگان برای سکینه دختر امام حسین۷ مزاری در باب الصغیر دمشق (همان، ص۱۳) و مزار دیگری در شهر طبریه (همان، ص۱۹) وجود داشته است. محمد حنفیه نیز دارای مزاری در جزیره خارک بوده، اما هروی مدفن صحیح وی را در «طائف» دانسته است. (همان، ص۸۳) در صحن جامع اموی دمشق نیز قبری منسوب به عایشه (همسر پیامبر(ص)) وجود داشته درحالی که روایت درست مدفن وی بقیع مدینه بوده است. (همان، ص۱۵)
تعداد قابل توجهی از صحابه و تابعان نیز دارای بیش از یک مزار بوده اند؛ مثلاً: دحیه کلبی در روستای «مزّه» (از توابع دمشق) (همان، ص۱۱) و در روستای «شجره» در فلسطین (همان، ص۲۰)، ابوعبیدة بن جَرّاح در غور اردن و در طبریه (همان، ص۱۷)، معاذ بن جبل در «دیر فاخور» در فلسطین (همان، ص۱۹) و در قرافه قاهره (همان، ص۳۷) و در روستای «زوق معاذ» در دیاربکر (همان، ص۶۵) و در مسجد شهر «جَند» یمن (همان، ص۹۷)، شَدّاد بن اوس در «سبسطین» (همان، ص۲۳) و در بیت المقدس (همان، ص۲۸)، ابوهریره در طبریه (همان، ص۱۹) و در روستای «یُبنا» در ساحل فلسطین. (همان، ص۳۳) مَعن بن زائده نیز دارای مزاری در قرافه قاهره، اما به روایت صحیح مدفون در سیستان بوده است. (همان، ص۳۷)
اسامة بن زید با اینکه در «جُرف» مدینه از دنیا رفته است، اما برای وی قبری در قبرستان بغداد و مزاری در بالای کوهی نزدیک تبریز وجود داشته است که هروی آن را مدفن عمرو بن عُتبة بن فَرقَد سُلمی دانسته است. (همان، ص۷۴، ۷۵) مقداد بن اسود کندی نیز که به روایت صحیح در مدینه مدفون بوده، دارای مزاری در دو شهر اسکندریه و رقه بوده است. (همان، ص۴۷) مالک اشتر نیز مزاری در بعلبک لبنان داشته اما هروی روایت درست مدفن وی را مدینه دانسته است. (همان، ص۹)
همچنین برای اویس قرنی در باب الصغیر دمشق و در هر یک از شهرهای رقه، اسکندریه و دیاربکر مزاری وجود داشته است؛ که هروی روایت صحیح محل دفن وی را رقّه دانسته است. (همان، ص۱۳) ابومسلم خولانی دارای مزاری در دارَیّا در جنوب دمشق و در قرافه قاهره (همان، ص۳۷) بوده است. از میان عرفا نیز برای ابراهیم ادهم مزاری در شهر «جَبله» در ساحل سوریه (همان، ص۲۳) و در روستای «کفربریک» در فلسطین (همان، ص۲۹) وجود داشته است. قبر رابعه عَدَویّه نیز به قولی در بیت المقدس اما به روایت درست در بصره بوده است. (همان، ص۲۸)
۳. مقام ها و مزارهای مرتبط با وقایع تاریخی و حضور شخصیت های مقدس
گونه دیگری از مزارات، مقام های منسوب به شخصیت های مقدس و در واقع جاهایی بوده که در محل حضور این شخصیت ها ساخته شده یا با وقایع تاریخی زمان حیات آنها ارتباط داشته است. در دو شهر مقدس مکه و مدینه و سایر مناطق حجاز، بسیاری از مکان های حضور تاریخی رسول خدا(ص) و رویدادهای دوره حیات ایشان، عمدتاً در قالب مساجد متبرکه (که در بالا به نمونه هایی از آنها اشاره شد) و گاه به شکل گنبدها و زیارتگاه های دیگر حفظ شده و مورد احترام بوده است.
همچنین بسیاری از مساجد مقدس و سایر گنبدها و زیارتگاه های واقع در بیت المقدس و عتبات عالیات عراق، به اعتبار اینکه محل نماز خواندن یا اقامت انبیا و اولیای الهی و معصومان و پیشوایان دینی بوده، اهمیت و تقدس فزاینده ای یافته است. مساجد مقدسی همچون مسجد اعظم کوفه و مسجد سهله، نمونه ای از اماکنی است که در آنها مقام ها و جایگاه های متعددی منسوب به پیامبران و امامان: شکل گرفته است.
با بررسی کتاب اشارات هروی می توان پی برد که شمار قابل توجهی از این دست مزارات، مقام های منسوب به پیامبران الهی بوده است. این مقام ها گاه مستند به اسرائیلیات و اقوالی بوده است که از طریق راویان و قصه پردازانِ اصالتاً یهودی به منابع تاریخی اسلامی راه یافته و گاه تنها مبتنی بر باورهای رایج میان مردم بوده است. شمار دیگری از این مقام ها نیز منسوب به امامان شیعه:، به ویژه امام علی۷، بوده و البته لزوماً همه این مقام ها از اعتبار تاریخی کافی برخوردار نبوده است.
حضرت ابراهیم۷ از پیامبرانی است که دارای بیشترین تعداد مقام های منسوب به ایشان بوده و هروی به شماری از این مقام ها در جاهای زیر اشاره کرده است: قلعه بعلبک (همان، ص۱۰)، بیت المقدس (همان، ص۲۸)، روستاهای «لَجّون» (همان، ص۲۳) و «رامه» (همان، ص۲۹) در فلسطین، «منیة بن خصیب» در صعید مصر (همان، ص۴۱)، قلعه موصل (همان، ص۶۹)، «ذَهبانه» در جنوب حَرّان (همان، ص۶۲)، «مشهد الصخره» در حرّان که گفته می شده ابراهیم۷ روی سنگی در آنجا در انتظار گوسفندان خود می نشسته است (همان، ص۶۴) و دو مقام در شهر حلب. (همان، ص۴)
در دو سرزمین مصر و شام مقام ها و مکان های فراوانی منسوب به پیامبران و شخصیت های قرآنی وجود داشته است. هروی در مصر از اماکن زیر یاد کرده است: مسجدی در شهر قاهره که گفته می شده یوسف در آنجا فروخته شد (همان، ص۳۷)، گنبد زلیخا و زندان یوسف و مقام یعقوب در مصر قدیم (همان، ص۴۰)، مسجد یوسف در «لاهون» و در «فَیّوم» در صعید مصر و مسجد یعقوب در روستای «سَیلَه» از توابع فَیّوم (همان، ص۴۳)، مسجد الدیوان در «بَهنَسه» (بهنسا) در صعید مصر که گفته می شود اقامتگاه هفت ساله حضرت عیسی و مادرش مریم بوده است (همان، ص۴۳) و «ربوه» در دمشق که پناهگاه حضرت عیسی و مادرش بوده و در آیه ۵۰ سوره مؤمنون بدان اشاره شده (همان، ص۱۱) و مسجد موسی در «لَواسی» در صعید مصر. (همان، ص۴۳)
او همچنین به اماکن زیر در شام اشاره کرده است: چندین غار مقدس در کوه قاسیون دمشق، از جمله «مغارة الدم» که محل کشته شدن هابیل بوده، غار آدم که گفته می شده محل زندگی وی بوده و «مغارة الجوع» که گفته می شده در آنجا چهل پیامبر(ص) از دنیا رفتند (همان، ص۱۱)، مقام صالح۷ در «قِنَّسرین» که گفته می شده ناقه صالح از آنجا خارج شده و حتی اثر جای پای وی نیز باقی بوده است (همان، ص۷)، دیر الیاس در بعلبک (همان، ص۹ ۱۰)، مقام یونس۷ در «کَفَرکنّه» در فلسطین (همان، ص۲۰)، قصر یعقوب و بیت الأحزان وی نزدیک بانیاس (همان، ص۲۰)، خانه حضرت مریم در شهرهای «ناصره» و «لُدّ» در فلسطین (همان، ص۲۲)، مسجدی در نابلس که گفته شده آدم در آنجا سجده کرد (همان، ص۲۳)، برج داوود و محراب وی در بیت المقدس. (همان، ص۲۷)
بخشی از این دست مزارات، محل تولد پیامبران به شمار می آمده است؛ مانند: محل تولد حضرت ابراهیم۷ در روستای «برزه» از توابع دمشق (همان، ص۱۱) و به قول دیگری در روستای «مهید» (همان، ص۱۸) و به قول دیگری در روستای «فَدّان» از توابع حران (همان، ص۶۴) (اما به قول صحیح در روستای «کوثی رَبّا» در عراق (همان، ص۸۰)، جایی که در قرون بعدی به نام «بُرس» شناخته شده است قرار دارد)؛ محل ولادت اسماعیل در «ذَهبانه» در جنوب حَرّان (همان، ص۶۲)، محل تولد ادریس در روستای «قَرن الحارّه» در حوران (همان، ص۱۶)، محل ولادت حضرت موسی۷ در منطقه «اَسکَر» در مصر (همان، ص۴۱)، محل تولد حضرت عیسی۷ در «بیت لحم». (همان، ص۲۹)
برخی از مقام های منسوب به سایر پیامبران در سرزمین های دیگر به شرح زیر بوده است: مسجد سام بن نوح در صنعا و مسجد منسوب به سلیمان بن داوود در «مَأرَب» (همان، ص۹۷) مقام ادریس در کوفه (همان، ص۷۸) و مشهدی منسوب به رسول خدا(ص) در «عَبّادان» یا آبادان کنونی (همان، ص۸۳).
برای حضرت خضر نیز مقام های متعددی در جاهای زیر وجود داشته است: باب الفرادیس دمشق (همان، ص۱۴)، جامع اموی دمشق (همان، ص۱۵)، روستای «شُمَیرِف» در مقابل «مِنیَة العَطّار» در شمال مصر (همان، ص۴۶)، شهر «منبج» (در شمال سوریه امروزی) (همان، ص۶۱)، و عَبّادان یا آبادان. (همان، ص۸۳)
هروی همچنین به شماری از مشاهد و مقام های منسوب به امام علی۷ اشاره کرده، اما داستان پیدایش یا وجه ارتباط آنها با امام علی۷ را شرح نداده است؛ از جمله مشاهد آن حضرت در بالِس27 (همان، ص۶۱)، صِفین (همان، ص۶۲)، رقّه (همان، ص۶۳)، نصیبین (همان، ص۶۵)، سنجار (در شمال عراق امروزی) (همان، ص۶۶)، حله (همان، ص۷۶)، بصره (همان، ص۸۱) و جامع اموی دمشق (همان، ص۱۵) است. البته از سایر منابع می توان توضیحاتی درباره برخی از این مشاهد به دست آورد. برای مثال از سخن ابن عدیم می توان پی برد که مشهد امام علی(ع) در «صِفین» محل خیمه گاه آن حضرت(ع) در زمان جنگ صفین بوده است. (ابن عدیم، ۱۹۸۸م، ج۱، ص۲۸۰)
هروی تنها برای تعداد کمی از این زیارتگاه ها توضیح بیشتری ارائه داده است؛ برای مثال درباره «مشهد البوق» در بیرون شهر رحبه گفته است که این زیارتگاه محل اقامت امام علی۷ در مسیر حرکت ایشان به صفین بوده است. (هروی، ۱۹۵۳م، ص۶۷) گفتنی است در برخی از منابع روایی شیعه از این زیارتگاه یاد شده و به وقوع معجزه ای از آن حضرت در این مکان اشاره شده است. (ر.ک: ابن شهرآشوب، ۱۴۲۱ق، ج۲، ص۳۳۴؛ راوندی، ۱۴۰۹ق، ج۲، ص۹۱۶)
در شهر حله نیز دو زیارتگاه وجود داشته که محل وقوع معجزه ای از امام علی۷ یا برخی از پیامبران الهی به شمار می آمده است. زیارتگاه نخست «مشهد جُمجُمه» است که گفته می شده در این محل عیسی بن مریم۷ و به قولی امام علی(ع) با جمجمه مرده گفت وگو کرد. هروی پس از بیان این مطلب چنین اظهار نظر کرده است که «درست آن است که عیسی بن مریم وارد عراق نشده است». زیارتگاه دوم نیز «مشهد الشمس» بوده است که گفته می شده در این محل خورشید برای حزقیل پیغمبر یا برای یوشع بن نون و به قولی برای امام علی۷ بازگشته است. (هروی، ص۷۶)
زیارتگاه هایی نیز برای سر امام حسین(ع) یا در ارتباط با وقایع پس از حادثه عاشورا در عراق، جزیره، شام و مصر وجود داشته است. تعدادی از مزاراتی که هروی به آنها اشاره کرده به شرح زیر است: مشهد امام حسین(ع) و امام زین العابدین(ع) در کنار مسجد اموی دمشق (همان، ص۱۵)، «مشهد الحجر» در بالس که محل گذاشتن سر امام حسین(ع) در مسیر کاروان اسرای اهل بیت به شام بوده است (همان، ص۶۱)، مسجد امام زین العابدین(ع) و مشهد رأس الحسین(ع) در نصیبین که گفته می شده سر امام(ع) را در زمان عبور کاروان اهل بیت، در آنجا آویزان کردند و مشهد النقطه که گفته می شده قطره خونی از سر امام(ع) در آنجا چکید (همان، ص۶۵ ، ۶۶)، مشهد رأس الحسین(ع) در موصل (همان، ص۷۰)، مشهد رأس الحسین(ع) در شهرهای عسقلان (ص۳۲) و قاهره (همان، ص۳۵)، «مشهد زنبور» و «مشهد التبر» که گفته شده محل گذاشتن سر امام حسین(ع) در مسیر انتقال آن از عسقلان به قاهره بوده است. (همان، ص۳۵)
از دیگر مقام ها و جایگاه های منسوب به امامان شیعه که هروی از آنها یاد کرده می توان به مقام امام موسی کاظم(ع) در دو شهر «نیل» و «نعمانیه» در عراق و «مسجد الأئمه» در سمت غربی دهانه رود «اُبُلّه»، که گفته می شود محل اقامت امام رضا(ع) در زمان احضار ایشان نزد مأمون بوده، اشاره کرد. (همان، ص۸۰)
همچنین هروی به مقام عمر بن امام حسین۷ در شهر «بَلَط» (در شمال موصل)، که در ارتباط با اسارت و حضور وی در اینجا پس از واقعه عاشورا شکل گرفته بود، اشاره کرده و حادثه شفا یافتن بیماری را به دست امام علی۷ در آن روایت کرده است. (همان، ص۶۸) او در جای دیگری به زندانی شدن محمد حنفیه در شهر «قیصاریه» (امروزه در ترکیه) اشاره کرده است. (همان، ص۵۹) اگرچه از سخن وی وجود زیارتگاهی برداشت نمی شود، اما از سخن حمدالله مستوفی (م حدود ۷۵۰ق) وجود زیارتگاهی در آن برداشت می شود. مستوفی در این باره گفته است: در قیصریه «مقامی است منسوب به مجلس محمد بن حنفیة بن امیرالمؤمنین علی کرّم الله وجهه و او را عظیم متبرک دارند». (مستوفی قزوینی، ۱۳۶۲ش، ص۹۸)
در حرمین شریفین خانه های بسیاری از شخصیت های مقدس صدر اسلام، زیارتگاه مسلمانان و حج گزاران بوده است. هروی از خانه های زیر در مدینه منوره یاد کرده است: خانه ابوبکر، خانه عمر، خانه عثمان، خانه علی۷، «مکتب» امام حسن و امام حسین۸، خانه عباس، خانه حمزه، خانه صفیه عمه رسول خدا(ص)، خانه بلال، خانه انس بن مالک، خانه عبدالله بن عمر، خانه های طلحه، زبیر، سعد و سعید. (هروی، ۱۹۵۳م، ص۹۲) خانه ابوبکر در مکه که در زمان هروی «دار الضرب» بوده (همان، ص۸۷) و خانه امام جعفر صادق۷ در «ثنیّه»28 (همان، ص۸۸) از دیگر خانه های مورد احترام بوده است.
محل ولادت برخی از شخصیت های صدر اسلام نیز از مزارات و اماکن مورد احترام شهر مکه بوده است؛ از قبیل: محل ولادت رسول خدا(ص) در شِعب بنی هاشم، محل ولادت ابوبکر در «باب المسفله» و محل ولادت عمر بن خطاب در مقابل آن، محل ولادت عایشه، محل ولادت و خانه حضرت فاطمه۳ و محل ولادت خدیجه بنت خویلد، که خانه پیامبر(ص) پس از بعثت و در زمان هروی، مسجد بوده است. (همان، ص۸۷)
شماری از سایر مقام ها و مکان های منسوب به شخصیت های مقدس که در کتاب اشارات از آنها یاد شده به شرح زیر است: خانه خالد بن ولید در حمص (همان، ص۸)، تلّ قنبر در سنجار (همان، ص۶۶)، خانه ابوبکر در بصره که با توجه به تأسیس بصره در زمان عمر بن خطاب هروی این خانه را متعلق به محمد بن ابی بکر دانسته است (همان، ص۸۱)، مقام ذوالنون مصری در قرافه قاهره (ص۳۸) و در «اخمیم» در صعید مصر. (همان، ص۴۳)
۴. زیارتگاه های مبتنی بر اساس خواب و رؤیا
گونه ای از زیارتگاه های رایج در سده های میانی زیارتگاه هایی بوده که بر مبنای رؤیت شخصیت های مقدس دینی در خواب و رؤیا به وجود می آمده است. در پژوهشی در این زمینه با استناد به منابع و مدارک تاریخی بیش از چهل زیارتگاه مبتنی بر خواب و رؤیا در مصر و شام شمارش شده است که عمدتاً در فاصله سده های چهارم تا ششم به وجود آمده اند. بیشتر این دست زیارتگاه ها در درجه اول به امام علی(ع) و در درجه بعدی به رسول خدا(ص)، حضرت زهرا(س) و سایر شخصیت های مقدس منسوب بوده اند. (ر.ک: خامه یار، ۱۳۹۱، ص۱۵، ۱۶)
خواب و رؤیا گاه مبنای پیدایش برخی از زیارتگاه های شاخص و مشهور در سرزمین های اسلامی بوده است. ابن ناسخ مصری (م حدود ۸۰۰ق)، قبر «سیده زینب» در منطقه «قناطر السباع» قاهره را از جمله قبوری دانسته است که بر مبنای خواب و رؤیا به وجود آمده (السابقی، ۱۹۷۹م، ص۳۹) و این مزار منطبق بر زیارتگاه مشهور منسوب به حضرت زینب در قاهره امروزی است. همچنین درباره مشهد منسوب به رقیه دختر امام علی۷ در قاهره گزارش شده است که این مشهد به دستور خلیفه فاطمی الحافظ لدین الله (خلافت: ۵۲۵- ۵۴۴ق) و بر مبنای رؤیای وی ساخته شده است. (خامه یار، ۱۳۹۱، ص۷ ۸)
هروی به نمونه های متعددی از مشاهد رؤیا در سرزمین های مصر و شام و جزیره اشاره کرده است. از جمله زیارتگاه های مبتنی بر رؤیا در مصر می توان به مزارات زیر اشاره کرد: مشهد پیامبر(ص) و مشهد امام علی(ع) در شهر «قُوص» (هروی، ۱۹۵۳م، ص۴۴) (از شهرهای صَعید مصر)، مشاهد حضرت فاطمه زهرا۳ و امام علی(ع) و امام حسین(ع) در شهر «مَحَلَّة»، مشهد امام علی(ع) در منطقه «شَطا» در «دِمیاط»؛ مشهد امام علی(ع) در شهر «تَنّیس» (همان، ص۴۶) و مشهد پیامبر(ص) و امام علی(ع) در جزیره «تُونَة». (همان، ص۴۷)
هروی به زیارتگاه های دیگری از این دست در سرزمین شام اشاره کرده است که در محل رؤیت امام علی(ع) به وجود آمده بود؛ از جمله: مشهد امام علی(ع) در کنار «عین البقر» (چشمه گاو) در شهر «عَکّا» در ساحل دریای مدیترانه در فلسطین (همان، ص۲۲)، زیارتگاهی در «باب الجنان» در شهر حلب (همان، ص۴)، زیارتگاهی در شهر حمص که به گفته هروی شخص صالحی در این محل امام علی۷ را در خواب رؤیت کرده بود و در یکی از ستون های آن اثر انگشت امام علی۷ باقی مانده بود. (همان، ص۸)
در سرزمین «جزیره» نیز زیارتگاه های متعددی مبتنی بر خواب وجود داشته است؛ از جمله: مسجد پیامبر(ص) در شهر «نَصِیبِین» (همان، ص۶۶)، مسجد جبرئیل در شهر «آمِد» که به نوشته هروی «جبرئیل درحالی که با رسول خدا(ص) سخن می گفت در آنجا رؤیت شد» (همان جا)، مسجد ابوبکر و مسجد عمر بن خطاب در شهر آمد که این دو را در آنجا در خواب دیده بودند (همان، ص۶۵) و محراب عمر بن خطاب در مَیّافارِقِین که وی را در آنجا در خواب دیده بودند. (همان، ص۶۶)
در یمن نیز هروی به مسجد رسول خدا(ص) در منطقه «باب سهام» در شهر «زُبید» اشاره کرده که پیامبر(ص) در آنجا در خواب رؤیت شده بود. (همان، ص۹۷) البته هروی از زیارتگاه هایی نیز بدون پیدایش آنها بر مبنای رؤیا یاد کرده است که ارتباط آنها با رؤیا از منابع تاریخی دیگر آشکار می شود؛ برای مثال مشهد علی بن ابی طالب۷ در مسجد اموی دمشق (همان، ص۱۵) و قبر منسوب به حضرت موسی۷ در جنوب دمشق (همان، ص۱۳) که با استناد به گفته ابن جبیر هر دو زیارتگاه بر مبنای رؤیا به وجود آمده بود. (ابن جبیر، بی تا، ص۲۰۷ و ۲۵۴)
۵. قدمگاه ها و پنجه گاه ها
گونه دیگری از زیارتگاه های نسبتاً رایج، مکان های حاوی جای پا یا جای دست منسوب به شخصیت های مقدس بوده که اصطلاحاً قدمگاه و پنجه گاه نامیده می شود. قدمگاه ابراهیم(ع) در مسجدالحرام را باید مقدس ترین قدمگاه در اسلام به شمار آورد. این قدمگاه حاوی نقش دو جای پای راست و چپ حضرت ابراهیم(ع) بر سنگ است که در گذر زمان ساییده و اثر جای پا محو شده است. در قرآن کریم دو بار از این قدمگاه به نام «مقام ابراهیم» یاد شده29 و بدان درجه تقدس داده شده است که طبق احکام فقهی مناسک حج نماز طواف باید پشت آن ادا شود.
قدمگاه آدم بر فراز کوهی در سری لانکا مکان مقدسی است که چند دین بزرگ، اسلام، مسیحیت، هندوییسم و بوداییسم در تقدیس آن با یکدیگر اشتراک و اتفاق نظر دارند. اما پیروان هر یک از این ادیان این قدمگاه را به یکی از شخصیت های بزرگ خود و متفاوت از شخصیت مورد باور ادیان دیگر نسبت می دهند. در کوه زیتون در غرب بیت المقدس نیز قدمگاهی برای حضرت مسیح۷ وجود دارد که در باور مسلمانان این شهر محل عروج ایشان به آسمان است.
در برخی از مناطق جهان اسلام قدمگاه های متعددی منسوب به رسول خدا(ص) وجود دارد؛ از جمله در شماری از شهرهای شبه قاره چندین قدمگاه منسوب به پیامبر(ص) وجود دارد که بر اساس داستان های محلی بیشتر آنها از حجاز به این نقاط منتقل شده است. (ر.ک: Hasan, 1993, pp. 335 -343) چند قدمگاه پیامبر(ص) نیز در کاخ توپکاپی و در برخی از آرامگاه های پادشاهان عثمانی در استانبول وجود دارد که گفته می شود این قدمگاه ها از دیگر مناطق تحت نفوذ خلافت عثمانی به مرکز خلافت انتقال یافته است.
در ایران قدمگاه های فراوانی برای برخی از امامان و امامزادگان وجود دارد. مشهورترینِ آنها قدمگاه امام رضا(ع) در نیشابور است که یادآور محل حضور و اقامت آن حضرت در مسیر حرکت ایشان به سمت مرو به شمار می آید. همچنین قدمگاه های متعدد دیگری منسوب به امام علی۷ و حضرت عباس۷ و شخصیت های دیگر وجود دارد که شماری از آنها به طور مشخص حاوی جای پای منسوب به ایشان، اما برخی دیگر فاقد جای پای حک شده روی سنگ است.
هروی در کتاب اشارات به شماری از قدمگاه های موجود در زمان خود، از جمله به چند قدمگاه منسوب به پیامبران در مسجدی به نام «قَدَم» در جنوب دمشق که نزدیک آن قبری منسوب به حضرت موسی(ع) وجود داشته، اشاره کرده است. (هروی، ۱۹۵۳م، ص۱۳) از سفرنامه ابن جبیر چنین برمی آید که این قدمگاه ها منسوب به حضرت موسی(ع) بوده (ابن جبیر، بى تا، ص۲۵۴). اما در حال حاضر یکی از این قدمگاه ها، که همچنان در محل خود باقی مانده، به حضرت محمد(ص) منسوب است.
همچنین قدمگاه های دیگری منسوب به حضرت موسی۷ در قرافه قاهره (هروی، ۱۹۵۳م، ص۳۸) و در شهر «اتفیح» در صعید مصر (همان، ص۴۱) و قدمگاهی برای هارون برادر موسی۷ در شهر «صلخد» (همان، ص۱۷) و نیز اثر جای پای ناقه صالح در شهر «قِنَّسرین» (در جنوب حلب) (همان، ص۷) وجود داشته است. هروی وجود قدمگاه هایی را برای رسول خدا(ص)، در مدرسه مجاهدالدین دمشق (همان، ص۱۴) و در روستای «دیبین» در شرق بصری (همان، ص۱۷) گزارش داده است.
در منابع تاریخی از زیارتگاه های حاوی جای کف دست منسوب به شخصیت های مقدس معمولاً به نام «مشهد الکفّ» یاد شده است؛ و با استناد به منابع و مدارک موجود، پنجه گاه های متعددی منسوب به امام علی(ع) در سرزمین های عراق، جزیره و شام وجود داشته است؛ برای نمونه می توان به پنجه گاه آن حضرت در شهر «اربل» (اربیل کنونی در کردستان عراق) اشاره کرد که ابن مستوفی اربلی (م ۶۳۷ق) چندین بار از آن به نام «مشهد الکفّ» یاد کرده است (ابن مستوفی، ۱۹۸۰م، ج۱، ص۲۲۳، ۲۶۴) و تا به امروز به نام «مسجد پنجه علی» در این شهر پابرجاست.
در کتاب الاشارات الی معرفة الزیارات به چندین پنجه گاه منسوب به امام علی۷ در هر یک از جاهای زیر اشاره شده است: مسجد باب الروم در نصیبین (هروی، ص۶۵)، قرقیسیا (همان، ص۶۶)، موصل (همان، ص۷۰)، ایوان کسری در مدائن و «مقبرة الفیل» در بغداد (همان، ص۷۶). این شواهد نشان از گسترش پنجه گاه های منسوب به امام علی۷ در سده های میانی دارد. هروی همچنین به وجود پنجه حضرت عیسی۷ در کلیسایی در صعید مصر اشاره کرده است. (همان، ص۴۲)
۶. آثار و اشیای منسوب به شخصیت های مقدس
گونه دیگری از زیارتگاه های رایج در جهان اسلام مکان های حاوی آثار و اشیای منسوب به شخصیت های مقدس بوده است. شایع ترین نوع این اشیا سنگ هایی بوده که با شخصیت های دینی همچون رسول خدا(ص)، امام علی(ع) و پیامبران الهی: ارتباط داشته است. نمونه مشهوری از چنین دست زیارتگاه ها که در شماری از منابع قرون میانی بازتاب داشته، «مشهد النارنج» در دمشق است که با استناد به توصیف ابن جبیر، از مزارات مهم شیعیان بوده و در باور آنان امام علی(ع) این سنگ را با ضربه شمشیر دو نیم کرده بود. (ابن جبیر، بى تا، ص۲۱۶، ۲۱۷)
در شهر حلب نیز زیارتگاهی به نام «مسجد غوث» وجود داشته که بنا بر روایتی، که ابن شدّاد حلبی از ابن ابی طیّ حلبی نقل کرده، درون این زیارتگاه سنگی حاوی کتیبه ای به خط امام علی(ع) وجود داشته که در آغاز در شهر رقه قرار داشته و با حضور تاریخی امام علی(ع) در منطقه صفین ارتباط داشته است. اما به دستور عمادالدین زنگی از آن شهر به حلب انتقال یافت و زیارتگاهی برای آن ساخته شد. (ابن شدّاد حلبی، ۱۹۵۳م، ج۱، ص۴۲)
شماری از این دست زیارتگاه ها که هروی در کتاب خود از آنها یاد کرده عبارت اند از: سنگی در روستای «مَحَجّه» در منطقه حوران که گفته می شده پیامبر۹ در سفر شام روی آن نشست (هروی، ۱۹۵۳م، ص۱۶)، سنگی در مسجد مرسلات در مکه در مسیر عمره که پیامبر(ص) روی آن نشسته بود (همان، ص۸۸) و سنگی در دیوار مقابل خانه ابوبکر در مکه مکرمه که گفته اند پیامبر(ص) به آن تکیه داده بود (همان، ص۸۸). هروی همچنین به مسجد غوث حلب و نیز مشهد النارنج دمشق (همان، ص۱۳) بدون اینکه روایت تفصیلی آنها را ذکر کند، اشاره کرده است.
برخی از این سنگ های مقدس در باورهای مردم با پیامبران الهی ارتباط داشته است. هروی درباره زیارتگاهی به نام «مشهد حجر السفینه» این توضیح را داده است که در آنجا سنگ سکان کشتی نوح از کشتی سقوط کرد و این سنگ تا زمان وی باقی و زیارتگاه مردم بوده است. (همان، ص۷۱) در ورودی مزار حضرت هود(ع) در حضرموت نیز سنگی وجود داشته که در باور مردم، ایشان روی این سنگ اذان می گفته است. (همان، ص۹۷) سنگ حضرت موسی(ع) در قاهره نیز حاوی جای انگشتان وی بوده است. (همان، ص۳۵)
افزون بر سنگ ها شماری از آثار و اشیای مقدس وجود داشته که فاقد زیارتگاه مستقل بوده و معمولاً در مساجد بزرگ نگهداری می شده است. مصحف عثمان در جامع دمشق (همان، ص۱۵) و قطعه ای از نیزه منسوب به خالد بن ولید بالای درِ جامع دمشق (همان، ص۱۶)، سنگ آسیابی در مسجد کوفه که در باور مردم دختر نوح(ع) با آن آرد تهیه می کرد (همان، ص۷۸) و یک قدح چوبی منسوب به پیامبر۹ در روستای «مالکیه» در حوران (همان، ص۱۷) از این دست آثار بوده است.
۷. چاه ها و چشمه های مقدس
گونه دیگری از مزارات رایج در سرزمین های اسلامی، چاه ها و چشمه های مقدس بوده است. در برخی روایات اسلامی به وجود چاهی درون خانه کعبه اشاره شده که به دست ابراهیم و اسماعیل حفر شده بود و بعدها بت هُبل روی آن نصب شد. (ازرقی، ۱۹۸۳م، ج۱، ص۱۱۷) در منابع تاریخی سده های بعدی ردی از این چاه دیده نمی شود. اما بی تردید چاه زمزم در بیرون کعبه در مسجدالحرام را باید مقدس ترین نمونه از چاه ها و آب های مقدس در اسلام به شمار آورد.
در ایران شمار قابل توجهی از زیارتگاه ها و اماکن مقدس وجود دارد که در کنار چشمه ها یا چاه های آب شکل گرفته و معمولاً درباره آنها باورهای اسطوره ای مبتنی بر غیبت دختر یا دخترانی در کوه یا چاه آب رواج دارد. (مشهدی نوش آبادی، ۱۳۹۵ش، ص۲۵۰) مهرالزمان نوبان به اجرای پژوهشی میدانی در سطح ایران اشاره کرده است که در جریان آن ۴۷ موقعیت حاوی چشمه مقدس شناسایی شده است. (نوبان، ۱۳۸۰ش، ص۷۸ ، ۷۹)
هروی در کتاب خود به آب های مقدسی اشاره کرده است که در باور مردم، شبیه آب زمزم بوده است. او به چاه دیگری به نام «زمزم» در مسجد شهر «جَند» در یمن اشاره کرده که آب آن شبیه آب زمزم مکه بوده و گفته می شده این دو چاه به یکدیگر مرتبط بوده اند. (هروی، ۱۹۵۳م، ص۹۷). درباره چشمه «سَلوان» در بیت المقدس نیز گفته است که به باور مردم آب آن از زیر «قبة الصخره» جاری می شود و در جنوب شهر از زمین می جوشد و آب آن شبیه آب زمزم است. (همان، ص۲۷)
او همچنین چاه های آب دیگری را منسوب به پیامبران الهی برشمرده است؛ نظیر چاه ابراهیم(ع) در مکه و چاه آدم(ع) در ابطح مکه (همان، ص۸۹)، چاه منسوب به حضرت ابراهیم خلیل(ع) که در مقبره خود هروی در حلب آشکار شد، اما هروی چگونگی پیدایش آن را شرح نداده است (همان، ص۴)، چاه آب دیگری منسوب به همین پیامبر در عسقلان که گفته می شود آن را به دست خود حفر کرده بود (همان، ص۳۲)، چاهی که حضرت موسی در روستای «کفرمنده» از توابع طبریه آشکار کرد (همان، ص۲۱)، چاه سلیمان بن داوود در مأرب یمن (همان، ص۹۷)، جُبّ یوسف (چاهی که برادرانش وی را در آن افکندند)، به یک قول نزدیک بانیاس30 (همان، ص۲۰) و به قول دیگری در روستای «سنجیل» نزدیک نابلس (همان، ص۲۴) است.
چاه هایی نیز منسوب به رسول خدا۹ و امام علی(ع) وجود داشته است؛ از جمله چاه آبی در مدینه منوره، که پیامبر(ص) آب دهان خود را در آن انداخت و آب چاه شیرین شد (همان، ص۹۵)، چاهی نزدیک مدینه منوره که گفته می شده امام علی(ع) در آنجا با جنیان جنگید (همان، ص۸۴)، چاهی در ورودی مسجد کوفه که به دست امام علی(ع) حفر شده بود (همان، ص۷۷) و چاه دیگری منسوب به ایشان در آبادان. (همان، ص۸۳)
هروی همچنین به تعدادی از چشمه های منسوب به پیامبران اشاره کرده است که عبارتند از: چشمه «عین البقر» در شهر عَکّا که به باور مردم از این چشمه گاو برای حضرت آدم خارج شد و با آن به کشاورزی پرداخت (همان، ص۲۲)، چشمه ایوب که با ضربه پای خود بر زمین به وجود آورد در روستای «دیر ایوب» در منطقه حوران (همان، ص۱۶)، چشمه یونس در «نینوی» که گفته می شده در آنجا توسط نهنگ بلعیده شد (همان، ص۷۰)، چشمه آب منسوب به حضرت عیسی در طبریه (همان، ص۱۹) و چشمه خضر در «بلاطه» از توابع نابلس. (همان، ص۲۴)
۸. مکان ها و زیارتگاه هایی با خواص ویژه
در کتاب اشارات هروی گاه از مکان ها و زیارتگاه هایی یاد شده است که گویا به دلیل دارا بودن خاصیت شفای بیماران یا برخورداری از پدیده های خارق العاده محل توجه و زیارت مردم بوده اند. نمونه ای از این دست اماکن چاه آبی در روستای «کَفَرنَجد» از توابع حلب بوده است که هر کس مبتلا به زالو در گلوی خود می شده، از آب آن می نوشیده و هفت بار به دور آن طواف می کرده و با این کار زالو از گلویش خارج می شده است. (همان، ص۶)
در بیرون «باب الیهود» از دروازه های شهر حلب، سنگی وجود داشته که براى مسلمانان، مسیحیان و یهودیان محترم بوده است و مردم برای آن نذر می کردند و بر این باور بوده اند که زیر آن قبر یکی از پیامبران یا اولیا قرار داشته است. (همان، ص۴) در روستای براق نیز عبادتگاهی وجود داشته است که بیماران صعب العلاج برای طلب شفا به آنجا می رفتند و به طریق کرامت، شفا می یافتند. (ص۶) در شهر دمشق نیز ستون «عُسر» و در مسجدی در باب الصغیر در همین شهر ستون دیگری وجود داشته که مردم برای این ستون ها نذر می کردند. (همان، ص۱۴)
نتیجه گیری
با بررسی و مطالعه دقیق کتاب الاشارات الی معرفة الزیارات هروی می توان دریافت که بی تردید شکل غالب مزارات جهان اسلام، قبور منسوب به شخصیت های مقدس و رجال دینی محل احترام بوده است. این شخصیت ها خود به گروه های مختلفی شامل پیامبران الهی و شخصیت های قرآنی و خویشان و نزدیکان آنها، امامان و پیشوایان دینی - شامل امامان معصوم شیعه: و ائمه مذاهب اهل سنت - فرزندان و نوادگان ائمه و سادات علوی:، صحابه و تابعان رسول خدا(ص)، اولیا و مشایخ صوفیه و حتی خلفا و پادشاهان تقسیم بندی مى شود.
شکل دیگر و شایع زیارتگاه های مسلمانان، مساجد متبرّکه، خانه ها و مقام های منسوب به پیامبران الهی و پیشوایان دینی و مذهبی و به طور کلی مکان هایی که با حضور شخصیت های مقدس - چه بر اساس مستندات تاریخی و چه بر مبنای باورهای محلی ارتباط داشته - را شامل می شده است. با این حال در مناطق مختلف جهان اسلام گونه های دیگری از مزارات از قبیل چاه ها و چشمه ها، زیارتگاه های مبتنی بر رؤیا، قدمگاه ها، پنجه گاه ها و سایر آثار و اشیای مربوط به شخصیت های مقدس نیز وجود داشته است. البته این مسئله را نیز باید در نظر داشت که برخی از زیارتگاه ها را در ذیل بیش از یک گونه از گونه های مزارات می توان طبقه بندی کرد.
قرآن کریم.