پژوهشنامه حج و زیارت

پژوهشنامه حج و زیارت

حج به مثابه راهبرد عملی تحقق حقوق بشر؛ با تأکید بر رویکرد امامین انقلاب

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسنده
عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی تهران و استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم
چکیده
حج آمیزه ای از عبادت و سیاست است و این دو بیگانه از دانش حقوق بشر و نیز زمینه سازی برای تکوین و تحقق حق های عامه و بشری نیست. گرچه برخی فهم های تک ساحتی و ناعمیق، حج را به حوزه ای فردی و منحصراً عبادی فهم کرده و همان مبنا را در عرصه عمل و تنظیم گری حج، ملاک عمل قرار داده اند، ولی منظومه فکری امامین انقلاب در نقطه مقابل این فهم قرار دارد.
مسئله اصلی این نوشتار توصیفی - تحلیلی و مبتنی بر مطالعات کتابخانه ای، تضایف (تأثیر و تأثر) حج و حقوق بشر با تکیه بر اندیشه امام خمینی= و امام خامنه ای است. نقطه کانونی در اندیشه این دو فقیه حاکم از فهم ناصحیح حج و غیر اصیل ، یعنی حج منسلخ از حق های بشری ، به دور است. در این اندیشه مفاهیم و گزاره های حقوقی، از جمله ارتقای سطح مدنیت، وحدت امت اسلامی، شکل گیری حوزه عمومی و خرد جمعی، آزادی بیان و اجتماعات، الغای تمییز میان ابناء بشر، عدالت بین نسلی و رویکرد پایدار و فرامرزی و توسعه همزیستی مسالمت آمیز قابل پی جویی در حج حقیقی است و حجِ بیگانه از این مفاهیم، حج نیست.
کلیدواژه‌ها
موضوعات

مقدمه

حج بر پایه طبیعت مندرج برای آن در منابع دینی (وفود الی الله) و نگاه بلند امامین انقلاب، «فراتر از یک سفر است؛ مسئله یک مسئله جهانی، یک مسئله بین المللی و یک مسئله تمدنی در معارف اسلامی است». بر این اساس حج از حیث تقسیم بندی مقوله ای فردی نیست، بلکه دارای چنان اثری است که اگر حج وجود نداشته باشد و تحقق پیدا نکند، امت و جامعه اسلامی فرو خواهد پاشید؛ به همین دلیل فقها می گویند که حج گاهى واجب کفایی است.2

گرچه پیامبر خدا۹ فرموده اند: «زمانی می رسد که ثروتمندان امت من برای تفریح، مردم عادی برای تجارت، قاریان آنها برای خودنمایی و کسب عنوان و اعتبار و فقرای امت من برای تکدی و گدایی حج می گزارند». (حر عاملی، ۱۴۰۹، ج۱۵، ص۳۴۹) ولی توجه به تأثیر این پدیده بی نظیر در منافع عمومی و حق های بشری می تواند حج را به فلسفه و منزلت اصلی خود بازگرداند و همین ترابط میان «حج» و «حقوق بشر» می تواند تفسیری از مناهی موجود در گزاره تحذیری امیر مؤمنان۷ باشد که مى فرمایند: «از خدا بترسید درباره خانه پروردگارتان (مکه معظمه). آن را خالی مگذارید تا زنده هستید که اگر رها شود، (از کیفر الهی) مهلت داده نمی شوید». (سیدرضی، ۱۴۱۴، ص۳۶۲). همچنین امام صادق۷ نیز فرموده اند: «در صورتی که شیعیان حج را ترک کنند، همگی هلاک شوند». (حر عاملی، ۱۴۰۹، ج۱، ص۱۹ و ۲۸).

مبتنی بر مقدمه طرح شده، مسئله این نوشتار اثرسنجیِ حج بر تحقق حق های بشری و آزادی های عمومی (چه در کشورهای اسلامی و چه غیر آن) و نیز تحلیل ماهیت حج در پرتو گزاره های حقوق بشری است. در واقع طبق آیه شریفه (لِیَشهَدوا مَنافِعَ لَهُم)3 (حج: ۲۸)، اطلاق لفظ منافع شامل هر نوع منافع (اعم از تجاری، سیاسی و اجتماعی) و هر نوع آداب و رسوم و عادات و انواع تعاون و مشارکت های اجتماعی و مانند آن می شود. (طباطبائی، ۱۴۱۷، ج۱۴، ص۳۶۹؛ جلالین، ۱۴۱۶، ج۱، ص۳۳۸)

پیشرانگی حج در حوزه حقوق بشر نیز در زمره همین منافع است. چنان که رهبری معظم می فرمایند:

آن منافع شامل منافع مادی هم هست؛ اما بیش از این منافع معنوی است، منافع رفتاری است، منافع اخلاقی است، یاد دادنِ سبک زندگی است...، [یک جا] هم تعلیم همزیستی است.4

در واقع جعل در این آیه جعل تشریعی و تضمین گر همه نوع مصالح دینی و دنیوی مردم است. (صادقی تهرانی، ۱۳۶۵، ج۹، ص۲۴۱؛ کاشانی، ۱۴۲۳، ج۲، ص۳۲۷؛ دخیل، ۱۴۲۲، ج۱، ص۱۶۲). بنا بر دیدگاه امامین انقلاب اولاً این منافع، گستره وسیعی را دربرداشته و مشتمل بر حقوق اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی و... می شود؛ مثلاً امام خمینی= در خصوص ویژگی نخست می فرمایند: «به ابراهیم خلیل الله خطاب می شود که مردم را به حج بخوان تا برای شهود منافع خود از همه اقطار بیایند. این منافع جامعه است: منافع سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی بیایند».5 ثانیاً طبیعت این حقوق (منافع) به نحوی است که تنها از طریق حج می توان به آنها دست یافت. امام خامنه ای در خصوص ویژگی دوم می فرمایند: «امت اسلامی در حج منافعی می برد که با هیچ عامل دیگری این منفعت قابل استیفا نیست؛ جز با حج، جز با این میقات بین المللی [ممکن نیست]؛ فقط با این میعاد جهانی ممکن است».6

در ادامه تبیین مسئله تحقیق، باید توجه داشت که گستره تأثیر حج در حقوق مختلف بشر، محدود به عناوین مطرح در این نوشتار نیست؛ چنان که حق بر فضای آرام و منظر زیبا و بر عدالت بین النسلی زیست محیطی نیز در حج نمایان است. اما نویسنده در این نوشتار به دلیل محدودیت های کمی تنها به تفصیل اساسی ترین مباحث خواهد پرداخت و شایان ذکر است که طیف ارتباط میان حج و حق های بشری در رویکرد امامین انقلاب، حقوق دیگری از جمله حق تعیین سرنوشت جمعی، حق بر کرامت، حقوق اقلیت ها، حق بر دانستن حقیقت و الغاى بردگی و نفی سلطه پذیری را نیز دربردارد که برشمارش این مصادیق در کلام این دو اندیشمند، افزون بر پشتوانگیِ فقهی و روایی، مبتنی بر بنیادهای تفسیر قرآن و دارای وجه حکمرانانه داخلی بین المللی و جنبه اجتماعی است.

اهمیت و ضرورت این نوشتار نیز در بیان امامین انقلاب طرح شده است؛ از جمله «شناسایی فلسفه حج»، «فرهنگ سازی در حوزه حج حقیقی و ابراهیمی» و تهیه سند پشتیبان برای عملی شدن دو کارویژه «به جا آوردن حج واقعی» و «شناساندن ظرفیت های حج». از دیگر سو، تحلیل این موضوع، به نحوی ابطال این ادعا خواهد بود که اسلام در مقابل حقوق بشر و مدنیت قرار دارد.

در خصوص پیشینه تحقیق نیز گفتنی است که عمده آثار مکتوب بر اسرار سیاسی حج متمرکز شده و تاکنون نسبت حج با توسعه حقوق بشر، دستمایه اثر علمی واقع نشده است. البته نسبت به حقوق و آزادی های عمومی (قسمت دوم نوشتار)، آثاری با تمرکز بر حوزه حقوق بشر و حج به رشته تحریر درآمده است، از جمله «حج و حقوق بشر» (راعی، ۱۳۹۵)، ولی این نوشته ها بی آنکه به موضع امامین انقلاب تمرکز کنند، تنها به برشماری مختصری از حقوق زائران بیت الله الحرام پرداخته اند و به کارکرد حج در توسعه و تحقق حقوق بشر نپرداخته اند و در واقع تفاوت آن آثار با اثر حاضر همان تفکیک میان «حقوق حاجیان در حج» با «تأثیر حج در تحقق حق ها» نمایان است.

در خصوص قلمرو تحقیق نیز لازم به ذکر است که نویسنده در این نوشتار به بررسی موضوع در پرتو «نامه ها و پیام های امامین انقلاب به حجاج و دیدارهای ایشان با کارگزاران حج» خواهد پرداخت و این به معنای فروکاستن نقش امامین انقلاب در توسعه ادبیات و تحقق حقوق بشر و نادیده انگاری ادبیات موجود در سایر مکتوبات و بیانات ایشان در این خصوص نخواهد بود. البته در برخی موارد به این منابع نیز مراجعه شده و سعی بر آن بوده که رویکرد ایشان به صورت جامع در اثر استقرای تمامی مواضع ایشان به دست آید. ساختار این نوشتار بدین صورت است که با تمرکز بر «کیفیت راهبردی حج در ساحت حقوق بشر»، در هر قسمت ظرفیت های حج نسبت به مسائل مختلف حقوق بشر بحث خواهد شد.

۱. راهبرد حج در فعلیت بخشیدن به «آزادی بیان سیاسی»

آزادی بیان ریشه در نیاز ویژه برای حمایت در برابر انتقاد از قدرت دارد (BVerfGE 93, 266/293) و بدان معناست که شخص در مقام بیان دیدگاه ها و اندیشه های خود آزاد باشد. فلسفه شناسایی چنین حقی، امکان مشارکت همگانی در تصمیم سازی های اجتماعی و نیز آفرینش جامعه ای با ثبات و رو به جلو است. خصلت اساسی چنین حقی، تقویت ایده ها (Schauer, 1982, 22)، حمایت از کرامت انسانی (Baker, c.edwin, 1978, 946)، توسعه دموکراسی ( Cass, 1987, 14) و شناساندن حقیقت (Smolla, 2011, 12) است. در این عبارت مراد از بیان، هر شیوه ای است که انسان ها با توسل بدان اندیشه و دیدگاه خود را به دیگران منتقل می کنند؛ خواه آن اندیشه سیاسی، اجتماعی یا هنری باشد. (قاری سیدفاطمی، ۱۳۸۴، ص۲۹۳؛ فرومن، ۱۳۸۳، ص۱۹۰)

از منظر هنجارهای موضوعه بین المللی، ماده ۱۹ اعلامیه جهانی حقوق بشر مصوب ۱۹۴۸ میلادى و نیز ماده ۱۹ کنوانسیون بین المللی حقوق مدنی و سیاسی مصوب ۱۹۶۶ میلادى به این حق تصریح کرده اند. طبق این بند آزادی بیان، خصوصاً سیاسی که به نحوی جزو مقتضای ذات این حق به شمار می آید، محدود به مکان یا زمان خاصی غیر از حج و مواقف آن نبوده و در این زمان و مکان نیز می تواند بروز عملی بیابد. این در حالی است که در طول تاریخ این حق با ممانعتِ از سوی دولت عربستان و به خون کشاندن تجمعات برائت از مشرکان به دست نیروهای نظامی عربستان مواجه بوده است.

مراسم برائت از مشرکان از طرف حج گزاران ایرانی و برخی کشورهای دیگر ابتدا به صورت راهپیمایی آرام و بعد به شکل راهپیمایی اعتراضی نمود داشته و با فریاد و سردادن شعارهایی با مضمون بیزاری از شرک و طاغوت های زمان و دعوت مسلمانان به اتحاد و برادری تجلی داشته است. امّا با وجود هماهنگی میان دولت های ایران و عربستان (رمضانی، ۱۳۸۰، ص۸۸، ۸۹)، افزون بر بدعت شمردن این آیین آزادی بیان از سوی وهابیت (اخوان کاظمی، ۱۳۷۳، ص۳۴) و فردی دانستن حج و اعلام جرم علیه اجتماع مسلمانان از سوی پادشاه عربستان (ملک خالد بن عبدالعزیز)7حملاتی از سوی نیروهای سعودی به حجاج در سال ۱۳۶۰ و ۱۳۶۶ شمسى صورت گرفت. خصوصاً در سال ۱۳۶۶ شمسى که بیش از پانصد تن از حجاج بی دفاع ایرانی و غیر ایرانی شهید و حدود هفتصد تن زخمی شدند. (قحطانی، ۱۹۸۸، ص۲۹؛ تقی، ۱۳۶۷، ص۴۰) بعد از آن نیز این مراسم با سختی ها و محدودیت های وضع شده از سوی دولت عربستان در اطراف بعثه مقام معظم رهبری برگزار شد. این در حالی است که ابراز برائت در این مراسم در قالب شعارهایی مانند «مرگ بر اسرائیل»، «مرگ بر آمریکا»، «یا ایها المسلمون اتحدوا اتحدوا» و «تفرقه و اختلاف پیروی از شیطان است» و تکبیر بعد از قرائت یک قطعنامه است. (جعفریان و خسروی، ۱۳۷۱، ص۲۸) با وجود این حتی راهپیمایی آرام در شکلی که در سال های نخست پس از پیروزی انقلاب اسلامی در اعلام برائت از مشرکین انجام می شده نیز شامل حمایت قواعد حقوق بشر است و به طور کلی از حیث شکلی هر چیزی، از جمله نشان دادن تصویر و حتی اقدام عملی که بتوان به وسیله آن ایده و پیامی را منتقل کرد، مشمول آزادی بیان شده است.8 (Cover, 1983, 8)

به نظر می رسد مراسم برائت از مشرکان کارکرد والای آزادی بیان را در بالاترین شکل خود به همراه دارد؛ از آن جمله: این امکان را می دهد که از نقض حقوق بشر در ساحت های گوناگون صرف نظر شود.(Beitz, 2009, 105) همچنین این رویداد جهانی دارای این قدرت است که سایر حجاج و نیز شهروندان کشورهای مختلف اسلامی و غیر اسلامی را از یک موضوع آگاه و مطلبی را به بخشی از گفتمان جهانی تبدیل و به نقطه آغازی برای همبستگی میان بخش های مختلف جامعه جهانی تبدیل کند؛ همان طور که جهان وطنی در قالب نگرانی جهانی برای خطرات و تهدیدها پیش فرض یک دیدگاه جهانشمول از آزادی بیان به عنوان یک حق بشری است.(Beck and Sznaider, 2010, 61)

با توجه به مقدمه توضیحی فوق مقام معظم رهبری درباره حق آزادی بیان در حج می فرمایند:

اما حج این است: یک ظرفیت بی نظیر معنوی، در کنار یک ظرفیت بی نظیر اجتماعی و جایی برای ابراز عقیده و بیان موضع امت اسلامی... در حج، امت اسلامی می تواند مواضع صحیح و مورد اتفاق و قبول خود را بیان کند... اینجا جای ابراز موضع است... کجا امت اسلامی بهتر از بیت الله الحرام و مکه و مدینه و عرفات و مشعر و منا پیدا می کند برای اینکه اظهار کند که ملت ها درباره فلسطین و درباره مسجدالأقصی چه می گویند و چه می خواهند و چه جور فکر می کنند؟ کجا بهتر از اینجا؟ حج یک چنین ظرفیتی دارد. در مورد دخالت های آمریکا، در مورد حضور شرارت آمیز آمریکا در کشورهای اسلامی و در منطقه ما و راه انداختن این جریان های تکفیری و تروریستی و مانند اینها... جای اظهار موضع نسبت به اینها کجاست؟ حج بهترین جاست برای اینکه امت اسلامی همه از همه کشورها بتوانند ابراز موضع کنند، ابراز عقیده کنند9

در نظر امام خمینی= چنانچه حج از این گونه آزادی بیان تهی باشد، صورتی بی معنا بوده و اساساً حج نیست:

اگر ما حج برویم و مصالح مسلمین را در نظر نگیریم، بلکه بر خلاف مصالح مسلمین هی روی جنایت ها پرده بپوشیم، نگذاریم مسلمین صحبت بکنند از جنایت هایی که بر مسلمین می گذرد و جنایت هایی که از حکومت ها و از قدرت های بزرگ بر مسلمین می گذرد، ما یک صحبت بکنیم، این حج نیست؛ این یک صورت بی معناست.10

در این نگاه مسمای حج بسته به روح و هدف شارع در حل مشکلات مسلمین است که در نبود این مسما و روح، تنها کالبدی بی جان از حج برجامانده که با توجه به دَوَران اسماء بر مسمیات، شایسته نامیدن این افعال و مناسک به حج نیز نخواهد بود. امام این نسبت تعلیلی میان «حج» و «قیام ناس» برای حل مشکلات را چنین تبیین می کند:

این سفر حج و این حج برای این مسائل بوده است، برای قیام ناس بوده است، برای این بوده است که مسلمین مشکلات مسلمین را درک کنند و در رفعش کوشش کنند، برای این بوده است که بین مسلمین اخوت و مودت پیدا بشود.11

همین رویکرد در نظر امام خامنه ای نیز یافتنی است که آزادی بیان را «طبیعت حج و روح حج و بخشی از مهم ترین هدف های حج»12 دانسته اند.

۲. حج و «حق بر برابری و الغای تبعیض میان ابنای بشر»

قرآن کریم [می فرماید]: (اِنَّمَا المُؤمِنونَ اِخوَة)13 و آیاتی مانند این در روایات و در کلمات بزرگان اسلام [هم] که این حرف ها پُر است؛ اما در عمل، اسلام زبان رفع تمایزش زبان عملی است؛ کجا؟ در حج؛ سیاه هست، سفید هست، از فلان نقطه دنیا هست، از فلان تمدن هست، از فلان تاریخ هست، همه در کنارِ هم هستند، بدون هیچ تمایزی؛ هیچ تمایزی با همدیگر ندارند؛ با هم راه می روند، با هم طواف می کنند، با هم سعی می کنند، با هم وقوف می کنند. اینها خیلی مهم است. اینها از اسرار حج است؛ اینها را بایستی با معرفت انجام داد.14

در حقیقت در این مناسک، همگان فارغ از هر مذهب، ملیت، نژاد، رنگ و هر عامل منتج به اختلاف و چنددستگی، جملگی در یک قطعه لباس سفید در کنگره حج گرد هم جمع مى شوند. بنابراین مشاهده «برابری اجتماعى » در حج و نبود هیچ عامل متمایزکننده، حتی در ظاهر به ناخودآگاه، محرم را به سمت همدلی با سایرین می کشاند. در واقع حج با ایجاد یکسانی در مناسک، رفتار و پوشش می کوشد بر تشابهات بین افراد و زمینه های ارتباطی بیفزاید که در اثر آن زمینه های سوءتفاهم و اختلاف کاهش می یابد و هر گونه تبعیض مبتنی بر عوامل غیر اصیل حذف خواهد شد. در واقع حج «با یکسانی آحاد حج گزار و نبود تمایز که نشانه برداشتن تبعیض ها و همگانی کردن فرصت هاست، مجموعه ای از پایه های اصلی جامعه اسلامی را در نمایی کوچک نشان می دهد.... به معنای بیزاری از نژادپرستی و تبعیض بر اساس جغرافیا و نژاد و رنگ پوست ...».15

۳. حج و پیش برندگی «حقوق همبستگی»

به کارگیری مفهوم حق نسل سوم (حق جمعی یا گروهی) بیشتر برخاسته از واقعیت های سیاسی و اجتماعی جامعه جهانی است و با وجود برخی مخالفت ها، نسل سوم حقوق بشر16 یا حقوق همبستگی17 به عنوان نسلی جدید از حقوق بشر ارائه شده است (Weston, 1984, 266) که با عنوان حقوق جمعی نیز از آن یاد می شود. همچنان که نارسایی حقوق نسل های اول و دوم، وجود آن را ضروری ساخته و حتی ماهیتی فراتر از اخلاقیات و ارزش های جهانی برای این نسل از حقوق مسجل می سازد. کارل واساک18، نسل سوم حقوق بشر را مبتنی بر برادری یا همبستگی می داند که در برابر حقوق دارای ماهیت فردی مانند حقوق نسل اول و دوم حقوق بشر قرار می گیرد؛ به عبارت دیگر این نسل از حقوق پاسخی به پدیده همبستگی متقابل جهانی است.

در خصوص نقش حج در تحقق اصل برادری که مشخصه اساسی نسل سوم حقوق بشر است، امام= می فرماید:

نکته سیاسی این اجتماع این است که اولًا خودشان مطلع بشوند از حالات هم، تفاهم کنند با هم، برادر باشند با هم، برادری کنند با هم و مسائل بلاد خودشان، ممالک خودشان را طرح کنند در آنجا و چاره جویی کنند برای مسائل خودشان. ما اگر همین حج را به آن معنایی که روح حج اقتضا می کند عمل می کردیم، این گرفتاری های زیادی که برای مسلمان ها پیش آمده است، پیش نمی آمد.19

ویژگی اصلی حقوق همبستگی آن است که صرفاً با کوشش و همکاری همه عوامل مؤثر، از جمله: افراد، دولت ها، انجمن های عمومی، خصوصی و جامعه بین المللی تحقق خواهد یافت و کنگره جهانی حج زمینه ای جدی و اساسی برای تحقق این حقوق است؛ همچنان که لازمه حقوق همبستگی آن است که این حقوق به صورت مشترک اعمال شوند نه فردی (Dinstein, 1976, 102 103) و بنا بر برخی آرای دانشمندان حقوق بین الملل، حقوق جمعی را جز از طریق توافق اراده های جمعی و بسیار زیاد، نمی توان اعمال کرد. (Rivero, 1978, 29) امام= در خصوص جلب همکاری ها و مساعدت های بین المللی درباره حل مشکلات داخلی کشورها از طریق حج می فرماید:

در این مجمع عمومی اگر مسلمین قدر بدانند، حل مسائلی که...از برای طوایف مسلمین است در آنجا باید بشود؛ مثلاً اگر مسلمین ایران بروند در آنجا و مسائلشان را برای مردم دیگر بگویند، بر مسلمین دیگر لازم است که در این مسائل و مشکلات با اینها همراهی بکنند.20

نمونه این رویکرد فرانسلی و پایدار در روایتی دیده می شود که مقام معظم رهبری درباره مناسبت وجوب حج آن را تفسیر کرده اند:

«وَ لَو کانَ کُلُّ قَومٍ اِنَّما یَتَّکِلونَ عَلی بِلادِهِم وَ ما فیها»؛ اگر قرار باشد که هر جمعیتی، هر ملتی فقط به خودشان، به مسائل کشور خودشان، به مسائل شهر خودشان بپردازند، به آنها فقط تکیه کنند و اهمیت بدهند، «هَلَکوا»، «از بین می روند...». «وَ خَرُبَتِ البِلاد». همان کشور خودتان، منطقه مورد نظر خودتان هم نابود می شود، خراب می شود. «وَ سَقَطَتِ الجَلَبُ وَ الاَربَاح». «جَلَب» یعنی درآمد، درآمدهای ملی تان هم کاهش پیدا می کند. باید بدانید دنیا چه خبر است. «وَ عَمِیَتِ الاَخبَار». (حر عاملی، ۱۴۰۹، ج۱۱، ص۱۴)؛ «از دنیا بی خبر می مانید». باید نگاه کنید به دنیا، ببینید دنیا چه خبر است.21

امت اسلام نیز به نحوی رساننده این مفهوم است که مسلمان به عنوان عضوی از یک گروه، که دارای روح همبستگی است، تلقی می شود و به نظر می رسد «همبستگی» از آنجایی که اصل اساسی و روح حاکم بر این نسل است، تعهداتی مثبت22 نیز در جهت همکاری های بین المللی و بین ملل اسلامی برای تحقق حقوق همبستگی در پی داشته باشد.

مقام معظم رهبری در خصوص حقوق همبستگی و حق بر همزیستی مسالمت آمیز از رهگذر حج می فرمایند:

افرادی که با هم هیچ آشنایی ای ندارند، با فرهنگ های مختلف، از جاهای مختلف، رنگ مختلف، زبان مختلف اینجا با همدیگر باید همزیستی کنند. (فَلا رَفَثَ وَ لا فُسوقَ وَ لا جِدالَ فِی الحَجّ)23 (بقره: ۱۹۷)؛ یعنی هیچ حق ندارید با هم درگیری پیدا کنید، مشکل پیدا کنید؛ [باید] همزیستی [کنید]...الآن مشکلات بشر، نه فقط مشکلات مسلمان ها، در دنیا از چیست؟ از این است که همزیستی بلد نیستند، به همدیگر زور می گویند، از همدیگر بدگویی می کنند، جای همدیگر را تنگ می کنند، به همدیگر ضربه می زنند. حج همزیستی را یاد می دهد. در یک برهه محدودی یک نمونه ای از همزیستی را به شما نشان می دهد، می گوید این جوری باید زندگی کنید.24

از جمله اقسام حقوق نسل سوم بشر حق بر صلح است. برقراری آرامش و صلح و عدم خشونت امری مقدس و لازمه کرامت و شأن انسانی و حقیقتی غیر قابل انکار است که از دیرباز تاکنون همواره آرزوی دیرینه بشر بوده و از ابتدایی ترین اصول نظام حقوقی و همچنین از ارزش های پایه ای جامعه جهانی است که عدم رعایت این امر مهم به معنای زیرپا گذاشتن کرامت ذاتی بشر و به تبع آن سایر مصادیق حقوق بشر است.» (اکبرپور، ۱۴۰۰، ص۶) در این میان آموزه های حج، که پیام آور صلح و نوع دوستی است، می تواند کمک شایانی به شکل گیری گفتمان صلح و دیپلماسی برای صلح جهانی داشته باشد. (هاشمی، ۱۴۰۰، ص۱۳۲)

در نظر امام خامنه ای امت اسلامی به جهت طبیعی و نیز جهانشمولی اسلام، اساساً در معرض «تنازع» قرار دارد. ولی در بطن همین مکتب، حج به مثابه راهبردی برای بروز نیافتن این تنازع دیده شده است:

امت اسلامى با تکثر قومیت ها و نژادها مناطق عالم و فرهنگ ها و عادت ها و سلیقه ها، به طور طبیعى در معرض شکاف ها و جدایى هایى هست؛ چون خداوند متعال اسلام را براى یک نژاد خاص، براى یک فرهنگ خاص، براى یک منطقه خاص از دنیا که نیاورد، ... این اختلاف بایستى بروز نکند، بایستى تحقق و فعلیت پیدا نکند. حج آن فرصت بزرگى است براى امت اسلامى که التیام خود را پس از جدایى هاى طبیعى و احیاناً جدایى هاى مصنوعى و تحمیلى، بار دیگر براى خودش تأمین کند.25

حج به عنوان جمعی ترین حکم اسلامی تجسمی از روح اتحاد و وحدت خواهی دین مبین اسلام است (عسکری و همکاران، ۱۳۹۷، ص۱۰۸) و حق بر صلح در آن از ابعاد مختلفی قابل پی جویی است:

مورد نخست از حیث نزاع های برخاسته از ملیت، نژاد، زبان و تنوع فرهنگی است. در این خصوص مقام معظم رهبری با بیان اینکه «حج» تمامی موانع متمرکز بر عوامل پیشین را از حیث کارکردی بی اثر کرده، مى فرمایند که حج نمودی از «وحدت» است و باید «ملت های مسلمان یکدیگر را نه از راه معرفیِ فتنه انگیز دشمن، بلکه از راه ارتباط و گفت وگو و رفت وآمد بشناسند؛ از امکانات و ظرفیت های یکدیگر آگاه شوند و برای بهره برداری از آن برنامه ریزی کنند»26 و به سه اصل «حُسن ظن و مدارا و انصاف» باور داشته و با مشترکات یکدیگر آشنا شده و آن را نقطه کانونی قرار دهند و درس تمرکز بر مشترکات و رفع اختلافات را فرا بگیرند.27 به هر روی در این ایام، حج نمایش نمادین زیست جامعه اسلامی است؛ جامعه ای که در آن همزیستی مؤمنان در حرکتی پیوسته بر گرد محور توحید، برترین نشانه است؛ دوری از تنازع و تعارض...شرط لازم است.28

مورد دوم نیز «نفی تکفیر» است. چه آنکه «در اینجا حتی جدال و درشت گویی با دیگران ممنوع است» و «پوشش یکسان و اَعمال یکسان و حرکات یکسان و رفتار مهربان در اینجا به معنای برابری و برادریِ همه آن کسانی است که به این کانون توحید معتقد و دل بسته اند. این رد صریح اسلام بر هر فکر و عقیده و دعوتی است که گروهی از مسلمانان و معتقدان به کعبه و توحید را از دایره اسلام بیرون بداند».29 همچنین پهنه حق بر صلح در حج به قدری است که افزون بر نبود جدال در گفتار، تنافر قلبی را نیز از میان برمی دارد:

مراد از (لا جدال [فی الحج]) جدال با دشمن نیست؛ اتفاقاً حج مظهر جدال با دشمن است... . آن جدالی که در حج نباید باشد، جدال برادران با یکدیگر است، جدال مؤمنین با یکدیگر است، جدال دل های معتقد به توحید با یکدیگر است؛ ... تنافر قلبی هم نداشته باشیم.30

حق بر صلح در حج از نتایج این تفکر راهبردیِ مستنتج از آیه شریفه (وَاعتَصِموا بِحَبلِ اللهِ جَمیعًا وَلا تَفَرَّقوا)31 است که بنا بر عبارت امام، «ما توجه نکردیم به دستورات اسلام که بین همه مسلمان ها عقد اخوت بسته است و همه را دعوت به اعتصام به حبل الله و پیروى از خط اسلام مى فرماید»32 و در ستایش جایگاه آن، به روح حج تعبیر شده33 و این وحدت، در عبارت امام خامنه ای «امر اسلام» و «عبادت» دانسته شده34 تا حق بر صلحِ ناشی از آن، هم «ضَمان عبادی» بیابد و هم امری خواستنی و اسقاط پذیر نبوده و جنبه «تکلیف و مولوی» بیابد.

همان طور که ملاحظه شد برائت در حج، نه به معنای نفی همزیستی مسالمت آمیز و حقوق همبستگی، بلکه امری ذاتاً در راستای همین دو و مقابله با هرگونه مداخله در حاکمیت داخلی کشورهای مسلمان و نفی حق تعیین سرنوشت ملل مسلمان (همانند فلسطین) از سوی آمریکا و اسرائیل است.

در واقع از آثار حج در بستر حقوق همبستگی در اندیشه امامین انقلاب، نقش پیشران حج در بازگشت به حقیقت مطلوب اسلام، یعنی نظام امت امامت35 و عدول از پذیرش ثانوی «مرزهای سرزمینی و تقسیمات مبتنی بر عناصر و مؤلفه های غیر مقبول در اسلام» است. در توضیح عبارت اخیر لازم است به تفاوت رویکرد فقه به «مرز به عنوان قلمرو نظام سیاسی (سرزمین به عنوان عنصر تشکیل دهنده حکومت)» و «مرز به عنوان امری انضباطی و اداری» توجه داشت. در حقیقت نگاه فقه به مفهوم نخست مرز، چه آن را به عنوان مفهومی مشروع بپذیرد یا به دلیل اقتضائات امروزه و از باب ثانوی بپذیرد، به آن دلیل است که تجاوز دیگر ملل یا دول را از آن مرزها منع کند. (مکارم شیرازی، ۱۳۷۲، ج۱، ص۲۶۳) مفهوم دوم مرز (انضباطی و اداری) نیز به دلیل آنکه در روزگار فعلی، «حسن الولایه» (حکمرانی خوب) را محقق می سازد، مطلوب شارع است (کلینی، ۱۴۳۰، ج۱، ص۴۰۷)؛ مشروط بر آنکه به تعدد خلافت و امامت و دولت خارج از ولایت امام نینجامد. (زرقانی، ۱۳۸۶، ص۱۵۳) البته این تحلیل و پذیرش ثانوی مرز، هرگز به معنای تقدیم «ملت» بر «امت» نبوده و اساساً کارکرد حج در تکوین امت اسلامی و واقع نشدن غبار غفلت در اذهان مسلمین نسبت به آرمان امت اسلامی است. توضیح این گزاره بنیادین متوقف بر برخی مقدمات است.

درباره معنای امت اسلامی تعاریفی در بیانات مقام معظم رهبری یافت می شود که از جمله آنها بیان پیشِ روست:

امت اسلامی آنچنان که پیامبر گرامی اسلام و تعالیم قرآن طراح و برنامه ریز آن بوده اند ، مجموعه ای از انسان ها هستند که از علم اخلاق، حکمت، روابط صحیح و اجتماع برخوردارند و از عدالت بهره مند و نتیجه همه اینها رسیدن انسان به اوج تکاملی است که استعداد آن را خدا در او نهاده است.36

در تعریفی دیگر می فرمایند: «دنیای اسلام به یک مجموعه انسانی اطلاق می شود که اعتقاد به توحید خالص دارد، به نفی عبودیت غیر خدا می پردازد، به استقرار عدل و اخلاق در بین انسان ها دعوت و اقدام می کند».37

همچنین ایشان می فرمایند:

همدلی اسلامی، مظهر واقعی همدلی و همزبانی در حج است؛ نه فقط برای ملت ایران، [بلکه ] برای همه مسلمانان جهان؛ برای امت اسلامی. لعنت خدا بر آن کسانی که سعی کردند حقیقت امت اسلامی را، اهمیت امت اسلامی را از ذهن ها دور کنند؛ مسلمان ها را به اصناف گوناگون، به انگیزه های گوناگون تقسیم کنند؛ ملیت ها را در مقابل عظمت امت اسلامی بزرگ کنند؛ ملت را از هم جدا کنند. درحالی که امت اسلامی مهم است؛ عظمت متعلق به امت اسلامی است. خدای متعال رحمتش را بر امت اسلامی نازل می کند. حج مظهر تشکیل امت اسلامی است، مُشتی نمونه خروار. (مِن کُلِّ فَجٍّ عَمیق) (حج، ۲۹)؛ از همه جا و از راه های دور مسلمان ها جمع می شوند در کنار هم.38

مبتنی بر این بیان نگاه مسلمانان در این مجمع نیز بایستی نگاهی فراملی باشد. رهبری در این خصوص می فرمایند: «یک مسئله مهم در مورد حج، نگاه جهانی و فراسرزمینی آحاد مسلمان است؛... اسلام از آحاد مسلمان خواسته است که نگاهشان، نگاه فراسرزمینی باشد».39

۴. حج به مثابه راهبردِ حفظ و توسعه میراث مشترک بشریت

از جمله آموزه های حقوق بشری مطرح در تحلیل حج، احتساب حج به مثابه میراث مشترک بشریت در گزاره های فکری مقام معظم رهبری است. این تحلیل متکی به دلالت آیات قرآن و روایات است؛ از جمله این مصادر، آیه (وَ اَذِّن فِی النّاسِ بِالحَج)40 است که بر اساس آن حج، حقوقی متعلق به همه آحاد بشر و نه مؤمنین و مسلمانان است.

در روایات نیز آمده است که وقتی خداوند متعال به ابراهیم۷ وحی فرمود که مردم را دعوت کن، روی کوه ابوقُبیس رفت و گفت: «اَیُّهَا النّاس» (کلینی، ۱۴۳۰، ج۴، ص۲۰۵). با توجه به نبود قید زمانی در اختصاص این تخاطب به موجودین در زمان نزول آیه و به عبارتی «دعوت همه بشریت در طول تاریخ»، خداوند در یک ایام مشخص از زمان (که در سوره بقره (اَیّامٍ مَعدودات) (بقره: ۲۰۳) و در سوره حج (اَیّامٍ مَعلومات) (حج: ۲۸) ذکر شده است ) و در یک نقطه خاصی از مکان، همه آحاد بشریت را دعوت کرده41است. همچنان که مرحوم امام در این زمینه می فرمایند: «این یک مجمع عمومی است از همه طوایف مسلمین. یک دعوتی است از تمام طوایف که هر جوری هستند، در شرق اقصا هستند یا در غرب ابْعَد هستند، هر جا می خواهند باشند؛ شمال، جنوب. هر جا در هر مملکتی که هستند، مردم دعوت شده اند، آن هم «ناس» دعوت شده است، نه اینکه فقط مسلمین».42

در حقوق بین الملل نیز سنن مذهبی و مراسمات آیینی دینی جزو فرهنگ و «میراث فرهنگی ناملموس» و نیز در زمره «میراث مشترک بشریت» به شمار آمده است؛ از جمله در مقدمه کنوانسیون حفظ و ترویج تنوع مظاهر فرهنگی آمده است: «با آگاهی از اینکه تنوع فرهنگی، میراث مشترک انسان هاست و برای حفظ منافع عمومی باید به آن احترام گذاشت». در اعلامیه اصول همکاری های بین المللی فرهنگی یونسکو (نوامبر ۱۹۶۶ 43) نیز تمامی فرهنگ ها بخشی از میراث مشترک بشریت دانسته شده و در بند یک ماده ۱۱ این سند، بر لزوم رعایت اصولی همچون اصل برابری حاکمیت دولت ها و عدم مداخله در امور داخلی دولت ها به منظور تحقق همکاری ها و روابط فرهنگی تأکید شده است. نظیر همین مضامین در اعلامیه تنوع فرهنگی یونسکو (دوم نوامبر ۲۰۰۱) نیز تأکید شده و در ماده یک قطعنامه حقوق بشر و تنوع فرهنگی (۱۹ دسامبر ۲۰۱۱ مجمع عمومی سازمان ملل متحد)،44 بر حفظ و توسعه میراث و سنن فرهنگی ملل در فضایی مملو از صلح، بردباری و احترام متقابل داخلی و بین المللی تأکید شده است. نظیر همین مقرره در قطعنامه حقوق بشر و تنوع فرهنگی مصوب سی و یکم اکتبر ۲۰۱۳ کمیته سوم مجمع عمومی سازمان ملل متحد45 آمده است.

حال با توجه به اینکه از یکسو «حج» ماهیتی متعلق به «ناس» و تأثیرناپذیر از گرایش های قومی، سیاسی، نژادی، رنگ، مذهب و عقیده است و از دیگر سو بایستی «تقنین بشری» با «تشریع الهی» همسو باشد، می توان به وجوب لحاظ اقتضائات این «اذن الهی به عموم» بر ذمه دولت متصدی حج باور داشت که ضرورتاً در مسائل مختلف، از جمله در تعیین سهمیه های حج، اثرگذار است.

در برابر ماهیت منافع ناشی از حج نیز به تمامی ملل و نحل بازمى گردد و گستره آثار آن محدود به مرزهای سرزمینی و دارالإسلام و امت اسلامی نخواهد بود. در این خصوص مقام معظم رهبری با تفسیر کلمه «قیام» در آیه شریفه (جَعَلَ اللهُ الکَعبَةَ البَیتَ الحَرامَ قیاماً لِلنّاس)46 به معنای غیر مصدری می فرمایند:

قیام در اینجا به معنای «ما یَقومُ به الشّیء» است؛ [یعنی] ستون. یک بنایی تکیه به یک ستون می کند... . اینجا خدای متعال می گوید که حج ستون زندگی بشر است...، مال ناس است؛ مال من و شما و این و آن، چند نفر، تعداد یک نسل، یک جمعیت، یک مجموعه نیست؛ مال ناس است، مال بشریت است، قیام است برای بشر».47

این تحلیل درباره «گستره تأثیرپذیری منافع» مستظهر به روایاتی از جمله روایت امام رضا۷ است که مى فرمایند: «...با منافعى که حج براى تمام انسان ها، در شرق و غرب عالم در خشکى و در دریا، آنانى که حج مى گذارند یا نمى گذارند، دارد».48 (حر عاملی، ۱۴۰۹، ج۱۱، ص۱۳).

افزون بر ماهیت حقوقی «مناسک حج» (مشتمل بر اجزایی همچون مراسم برائت)، که در سطر پیشین گذشت، درباره «حرم» با وجود آنکه از منظر حقوق بین الملل نمی توان ماهیتی موضوعه مستقلی برای آن یافت، ولی از منظر فقهی اماکن مشرفه از مشترکات هستند و همه مسلمانان در بهره گیرى از آنها برابرند (محقق داماد، ۱۴۰۶، ج۱، ص۲۹۱؛ همچنین ر.ک: مظاهری، ۱۳۸۹، ص۸۵)؛ چه ساکن بلاد همان مشاهد باشند یا از بلاد دیگر به آنجا بیایند. (شریفی اشکوری، ۱۳۸۹، ج۱، ص۳۵۵) به هر روی اصل تعلق مشاهد مشرفه به عموم مسلمانان باوری اجماعی میان فقهاست. (طوسی، ۱۴۱۴، ص۵۳۴؛ حلبی، ۱۴۱۴، ص۱۴۵؛ ابن حمزه، ۱۴۰۸، ص۲۰۲). البته برخی فقها به صراحت قائل به شخصیت حقوقی مستقل کعبه به سبب ترتب غایت عقلایی (خویی، ۱۴۱۸، ج۱۳، ص۴۳) شده اند که از حیث آثار حکمی، مشابه اثر مطرح شده در خصوص مشترکات انگاری حرم است. بر همین اساس:

۱. مردم تمامی ملل و نحل اسلامی در بهره برداری از آن نسبت به هم برابر هستند.

۲. در اشتراکات عامه، حکومت نمی تواند آن را به اقطاع بدهد؛ یعنی امتیاز بهره برداری از آن را به شخص خاصی اعطا کند؛ زیرا همه افراد نسبت به آن مساوی هستند و دادن امتیاز به کسی، دیگران را از آن محروم می کند (نجفی، ۱۳۶۷، ص۱۰۳)؛ چون خداوند این مکان ها را به «اشتراک» گذاشته است.

با توجه به توضیحات فوق شناسایی حق مالکیت عمومی نسبت به حرم در بیان امام خامنه ای (دیدار با مسئولان حج سال ۱۳۹۷) چنین مطرح شده است:

آن وقت وقتی که به آنجا آمدید، (ثُمَّ اَفیضوا مِن حَیثُ اَفاضَ النّاس)(بقره: ۱۹۹)؛ اینجا هم بحث ناس است: (سَواءً العاکِفُ فیهِ وَ الباد)(حج:۲۵)؛ اهل مکه و غیر اهل مکه تفاوتی ندارند؛ اینجا مال همه است. این سرزمین متعلق به همه مسلمین است. نباید کسانی خیال کنند که این سرزمین مال آنهاست و آنها حق دارند هرجور دلشان می خواهد در آنجا رفتار بکنند؛ نخیر. همه مسلمان ها حق یکسانی دارند نسبت به کعبه شریف، نسبت به مسجدالحرام و نسبت به این موطن شریف و فضای مقدس حرمین شریفین.49

مبتنی بر همین تحلیل هویتی از حرم و مناسک حج، الزاماتی در حوزه تنظیم گری حج و حکمرانی بر حرم، بر دولت عربستان بار می شود؛ از جمله اینکه حاکمیت سرزمینی دولت عربستان بر منابع سرزمینی اش (فارغ از پذیرش یا عدم پذیرش این اصل درباره عربستان)، مقید به رعایت مصالح مسلمین و اصل برابری همگان در بهره برداری از آن شده است. در این خصوص مقام معظم رهبری فرموده اند:

یک نکته دیگر هم مسئله وظیفه دولت میزبان است؛ یک وظایف سنگینی بر عهده شان هست. مکه که مال آنها نیست! مکه مال همه آحاد مردم است: (اِنَّ اَوَّلَ بَیتٍ وُضِعَ لِلنّاس ). (آل عمران: ۹۶) برای مردم وضع شده؛ «سَواءً العاکِفُ فیهِ وَ الباد»؛ آنکه آنجا ساکن است و آنکه از بیرون می آید، همه با هم یکسانند؛ مال همه است؛ مال این دولت که نیست؛ حالا یک دولتی بالأخره در آنجا حاکمیت پیدا کرده و امور آنجا را به دست گرفته، باید بر طبق مصلحت دنیای اسلام عمل کند، نه بر طبق مصلحت خودش. این چیزهایی که نقل کردند از افزایش بعضی از هزینه ها و مانند اینها، اینها کارهایی است که باید تجدید نظر کنند. وانگهی امنیت زوار را باید حفظ کنند.50

۵. حج به مثابه یک «حوزه عمومی» در راهبریِ حق مشارکت در تعیین سرنوشت

سپهر عمومی میدانی برای گردهمایی افراد برای مشارکت در گفت وگوهای باز و علنی در خصوص نیازهای همگانی شان است. این حوزه نقشی اساسی در کنترل و نیز مشروع سازی قدرت سیاسی داراست و در آن افراد از رهگذر مفاهمه، ارتباط و استدلال مبتنی بر تعقل، جهت گیری های هنجاری ای را در پیش می گیرند که بر فرآیند اعمال قدرت دولت، اثرگذار است. از جمله خصایص این عرصه آن است که افراد خصوصی و شهروندان را یارای آن است که بی اجبار و اضطرار در خصوص مسائل محل علاقه یا مصالح عمومی به گفت وگو بپردازند. پاسخ به پرسش هایی از این قبیل که آزادی، عدالت، برابری، عقلانیت و جز آن چیست، تنها در حوزه عمومی هر جامعه ای ممکن است داده و پذیرفته شود. (بشیریه، ۱۳۸۰، ج۲، ص۵۷) در این عرصه برخی اصول به عنوان ضرورتی برای تحقق گفتمان مطرح شده است:

۱. هیچ شخص ذینفعی نباید در بحث از آن کنار گذاشته شود.

۲. مشارکت کنندگان به یک اندازه حق ابراز عقیده دارند؛ در واقع هرکس به طور بالقوه حق حضور و مشارکت در این فضا را دارد و در این حوزه کسی را بر دیگری برتری و امتیازی نیست. (انصاری، ۱۳۸۴، ص۲۲۵).

۳. همه افراد از درون آزاد هستند که عقیده صادقانه خود را بدون تدلیس یا خودفریبی بیان کنند.

۴. بر فرآیند گفتار نبایستی هیچ گونه اعمال زوری صورت گیرد. (هابرماس، ۱۳۹۵، ص۷۸)

حوزه عمومی جدا و مستقل از دولت - نه همانند روابط شخصی و خانوادگی - خصوصی است و نه قلمرو اقتدار دولت و محتوم به خشونت دولت است؛ بلکه فضا و عرصه ای اجتماعی و حوزه فکر، استدلال و زبان عقلانی، منطقی و انتقادی درباره امور عمومی، خیر و مصلحت مشترک است که در آن شهروندان در شرایطی برابر و عاری از هرگونه دخالت های دولت ها از رهگذر تبادل دیدگاه ها و مفاهمه درباره امور عمومی و خیر و منافع مشترک، مجموعه ای از رفتارها، مواضع و جهت گیری های ارزشی و هنجاری را ایجاد و تصمیم گیری می کنند. (نوذری، ۱۳۸۱، ص۴۶۶)

این مسئله از آن روی در حج به بهترین نحو تحقق پذیر است که تضمین های لازم برای گردهمایی و اجتماع افراد خصوصی به منظور تبادل نظر فراهم شده تا بتوانند آزادانه به یکدیگر بپیوندند. در واقع اموری که در سپهر عمومی حج مطرح می شود، ضرورتاً بایستی با علایق عمومی ارتباط داشته باشد و در این سپهر عمومی افراد در وضعیتی آزاد، دور از تحمیل ها و اجبارها، امر عمومی را بحث و نظریات یکدیگر را ارزیابی کنند و به یک توافق گروهی واقعی بر اساس استدلال برتر بر سر خیر جمعی برسند. افزون بر این اصل «برابری افراد در حوزه عمومی» کاملاً در حج مشهود است؛ به نحوی که چه در ظاهر و چه در رفتار، هر یک از حجاج بدون درنظر گرفته شدن مقام و منزلت و ملیت در سطحی برابر با دیگران به حوزه عمومی دسترسی دارند و از سویی این گفت وگو می تواند قدرت حکومت های مختلف در جهان را تحت تأثیر قرار دهد.

امام خمینی= با اشاره به سپهر عمومی قدسی در حج از دخالت و ممانعت دولت ها در حج و به تعبیر فئودالی شدن این سپهر عمومی، انتقاد کرده و می فرمایند:

اگر دولت های اسلامی واقعاً به خود می آمدند...، این دولت ها وسایلش را فراهم می کردند و ملت هایی که می رفتند آنجا با دست باز با هم ملاقات می کردند، با هم دردهای بلاد خودشان را [در] میان می گذاشتند، گرفتاری هایی که از قدرت های بزرگ برای آنها پیش می آمد و پیش می آید طرح می کردند، گفت وگو می کردند و برمی گشتند به محالّ خودشان و تبلیغ می کردند مسائل را اگر دولت ها، دولت هایی بودند که توجه داشتند به این مسائل و نمی خواستند که زیر بار قدرت های بزرگ باشند و می فهمیدند لذت اینکه یک حکومت بر یک جامعه بیدار از یک حکومت بر یک جامعه ای که هیچ خبر از هیچ چیز ندارد بهتر است.51

در جای دیگری ایشان با توجه به فضیلت ها و برتری های نسبی سپهر عمومی قدسی حج نسبت به سایر مصادیق این حوزه می فرمایند:

مثل حج هیچ قدرتی نمی تواند درست بکند؛ هیچ قدرتی. همه ممالک اسلامی و سران ممالک اسلامی جمع بشوند که نیم میلیون جمعیت را یک جایی ببرند، موفق نخواهند شد، با خرج های فلان، با تبلیغات فلان. ...باید در این اجتماعات، گویندگان، نویسندگان همه بلاد مسلمین در آنجا مسائل اسلام را، مسائل مسلمین جهان را [بگویند، بنویسند]. گرفتاری هایی که دارند مسلمین؛ از دست کی گرفتاری دارند؛ با آن باید چه بکنند؛ دولت هایی که با مسلمین چه می کنند باید با او چه بکنند. کوشش کنند در وحدت کلمه؛ کوشش کنند در اینکه مطلب را همه یکی قرار بدهند.52

مرحوم امام در جای دیگری تعبیر «قیام ناس» در آیه شریفه را همسو با مضمون سپهر عمومی بکار برده و اساساً فلسفه حج را همین امر دانسته اند:

باید بررسی از اوضاع مسلمین در هر سال بشود که مسلمین در چه حال هستند، بین خودشان با حکومت ها چه وضعی است، بین حکومت ها با قدرت های شیطانی دیگر چه وضعی است، بین خود ملت ها با خود ملت ها چه وضعی است، بین روحانیانی که در بلاد متفرقه مسلمین هستند با وضع حج چه وضعی دارند. اینها اموری است که باید به آن رسیدگی بشود و ... حج برای این است که مشکلات یک سال مسلمین را بررسی کنند و در صدد رفع مشکلات برآیند.53

درباره «استدلال برترِ ناظر به خیر جمعی مسلمین» در گردهمایی حج مقام معظم رهبری می فرمایند:

یک جنبه دیگر، تبادل تجربیات با یکدیگر است. خیلی از کشورهای اسلامی تجربیاتى دارند؛ فرض بفرمایید ملت ایران، تجربه ای دارد در مواجهه با دشمن، در شناسایی دشمن، در اعتماد نکردن به دشمن، در اشتباه نکردن [در شناختن] دوست از دشمن. ...ما سی وپنج شش سال است که این تجربه را داریم که باید داخل آحاد ملت اتحاد و اتفاق وجود داشته باشد... . این تجربه ها منتقل بشود.54

نتیجه گیری

در پاسخ به مسئله نوشتار نباید حج به عنوان عبادتی فردی و فارغ از آثار اجتماعی، خصوصاً در حوزه حقوق بشر، فهم شود. بلکه مبتنی بر اندیشه امامین انقلاب می توان آن را پیشرانی مؤثر و تعیین کننده در ساحت حقوق عمومی و نیز حق ها و آزادی های عمومی در گستره ای فراتر از «حاجیان» و «کشورهای اسلامی» در سطح بشر دانست. از جمله حق های امکان پذیر از رهگذر «حج به مثابه یک ظرف و راهبرد عملی تحقق حقوق بشر» می توان به حقوق فرهنگی، حقوق نسل سوم (خصوصاً حق بر صلح)، حوزه عمومی و مشارکت در تعیین سرنوشت و نیز آزادی بیان سیاسی و اجتماعات، الغای تمییز میان ابناى بشر، عدالت بین نسلی و رویکرد پایدار و فرامرزی و توسعه همزیستی مسالمت آمیز اشاره کرد.

در واقع حج دارای ظرفیت های بالقوه و شدنی و نیز ظرفیت های بالفعل و موجودی است که از رهگذر آن می توان به تحقق حق های عمومی و بشری امید داشت. در حقیقت با توجه به تفکیک حق های ماهوی و حق های رویه ای که دومی مقدمه ای برای اعمال حق های گروه نخست است، مناسک حج افزون بر اینکه ذاتاً و ماهیتاً اعمال برخی حق ها (از جمله آزادی بیان و حق بر مشارکت در عرصه فرهنگی است) زمینه برخی از حق ها را نیز فراهم می سازد؛ از جمله حق بر برابری و حق بر همزیستی مسالمت آمیز.

این نتایج حج را از تلقیِ صرف «مناسک» و «نمایشی» خارج کرده و به آن کارکرد حقوق بشری می بخشد؛ همچنان که در تحلیل نسبت این نوع ادبیات دینیِ امامین انقلاب با محصول کلی حقوق بشر گفتنی است:

اولاً ماهیت ادبیات دینی مطرح شده در این نوشتار از نوع «فرهنگ سازی در حوزه حقوق بشر و نیز تصحیح تلقی نادرست از حج» و در همین راستا ترسیم الزامات مدیریتی حج است. این در حالی است که حقوق بشر عمدتاً فاقد بُعد فرهنگ سازی تنها در قالب اسناد و اعلامیه ها تبلور یافته و در بین تابعان «درونی» نشده است.

ثانیاً حقوق بشر غالباً به عنوان ساحتی عاری از تضمینات اثربخش فهم می شود؛ اما ادبیات دینی هم از رهگذر وجوب حجِ زمینه ساز حقوق بشر و نیز قراردادن برخی ابعادِ اجرایی حق های بشری در زمره ارکان صحت حج، قرن ها پیش تر از نظام موضوعه حقوق بشر، در تحقق حقوق بشر گام های مهمی برداشته است. همچنین حج نوعی تعهد مثبت به منظور همکاری های بین المللی و ملل اسلامی برای تحقق حقوقی، مانند حقوق همبستگی، است. این در حالی است که در غرب، سر دادن «شعار حقوق بشر و آزادی» موازی و همزمان با حرکت های استعماری در آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین بوده است.55 اما حج ظرفیتی برای کاستن از فاصله میان «حرف و ادعا» تا «عمل» در حمایت از حقوق بشر است که بارها همین فاصله در کشورهای مدعی حقوق بشر، مانند اروپا و آمریکا، محل انتقاد مقام معظم رهبری بوده است.56

در این میان پاکدستی ملل مسلمان و عمده دولت های اسلامی در حوزه حقوق بشر می تواند ظرفیت راهبردی حج را بستری برای همسویی شعار و عمل حقوق بشری قرار دهد؛ آن هم در روزگاری که «پرچم حقوق بشر را کسانی به دست گرفته اند که خودشان بزرگترین ناقض حقوق بشرند!57

البته ماهیت حق های عمومی مطرح شده در این نوشتار به نحوی است که رویه مقابل آن ادعا و تکلیف بر دولت میزبان حج است؛ از جمله آنکه با امنیتی شدن حج، مانع از آزادی بیان در قالب مراسم برائت از مشرکان نشوند و زمینه گفت وگوی در قالب «حوزه عمومی» را با فاصله گیری از «فئودالی شدن حوزه عمومی» در اثر دخالت حاکمیتی فراهم و با گفتمان صلح ساز حج زمینه فصل تعارض ها و اختلاف های تنش زای میان کشورهای اسلامی را فراهم کنند.

شایان ذکر است بایستی برنامه ریزی دولت های زائرفرست و دولت میزبان به نحوی باشد که حج را از معنای واقعی آن تهی نساخته و حج را به صورت بندی واقعی و بایسته مبتنی بر الزامات شریعت اسلام نزدیک کند. از جمله آنکه به دلیل نبود سازمان منطقه ای حمایت از زیارت و نیز فقدان اسناد و قواعد منطقه ای در زمینه حقوق گردشگران مذهبی هم به سیاست گذاری و تهیه اسناد مشترک با شرکت ذینفعان (کشورهای اسلامی) اهتمام ورزیده شود و هم از طریق واسپاری صلاحیت تنظیم گری زیارت با توجه به الزامات حقوق بشری گفته شده یک سازمان منطقه ای ذی صلاح ایجاد شود که واجد دو کارکرد باشد: نخست صلاحیت «تقنینِ» پیوست های حقوق بشریِ قوانین اداره حج و حرمین و دوم به عنوان «ناظر» بر اجرای حقوق بشر و کارکردهای اصیل حج در این حوزه.

  1. فهرست منابع

    1. ابن حمزه، محمد بن علی (۱۴۰۸)، الوسیلة الى نیل الفضیلة، قم، کتابخانه مرعشی، ط۲.
    2. اخوان کاظمی، بهرام (۱۳۷۳)، مروری بر روابط ایران و عربستان در دو دهه اخیر، تهران، تبلیغات اسلامی.
    3. اکبرپور، ساجده و همکاران (۱۴۰۰)، «حقوق همبستگی و نقش آن در شکوفایی نسل سوم حقوق بشر»، مجله حقوق پزشکی، ویژه نامه نوآوری حقوقی، ص۱۱۸.
    4. بشیریه، حسین (۱۳۸۰)، تاریخ اندیشه های سیاسی در قرن بیستم: لیبرالیسم و محافظه کاری، تهران، نی، چاپ دوم.
    5. تقی، صاحب (۱۳۶۷)، الوجه الآخر لاحداث مکة الدامیه، تهران.
    6. جعفریان، رسول و خسروی، محمدعلی (۱۳۷۱)، با کاروان ابراهیم در سال ۷۱، تهران، مشعر.
    7. حر عاملى، محمد بن حسن (۱۴۰۹)، وسائل الشیعة إلی تحصیل مسائل الشریعة، قم، مؤسسه آل البیت:، چاپ اول.
    8. حلبی، علی بن حسن (۱۴۱۴)، اشارة السبق الى معرفة الحق، قم، انتشارات اسلامی، ط۲.
    9. خویی، سید ابوالقاسم (۱۴۱۸)، موسوعة الامام الخوئى. قم، مؤسسه إحیاء آثار الإمام الخوئی، ط۲.
    10. دخیل، علی بن محمدعلی (۱۴۲۲)، الوجیز فی تفسیر کتاب الله العزیز، بیروت، دارالتعارف، چاپ دوم.
    11. راعی، مسعود (۱۳۹۵)، حج و حقوق بشر، قم، مشعر، چاپ ۱.
    12. رمضانی، روح الله (۱۳۸۰)، چارچوبی تحلیلی برای بررسی سیاست خارجی، ترجمه علیرضا طیب، تهران، نشر نی.
    13. زرقانی، سیدهادی (۱۳۸۶)، مقدمه ای بر شناخت مرزهای بین المللی، تهران، نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران.
    14. شریفی اشکوری، الیاس (۱۳۸۹)، منتخب فقرات فقهیه، قم، چاپ ۱.
    15. شیخ صدوق، محمد بن علی (۱۳۶۳ش)، الخصال، ترجمه احمد فهری، تهران، اسلامیة، چاپ ۱.
    16. صاحب جواهر، محمدحسن (۱۴۰۴)، جواهر الکلام، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ط۷.
    17. صادقی تهرانی، محمد (۱۳۶۵ ق)، الفرقان فی تفسیر القرآن بالقرآن، قم، فرهنگ اسلامی، چاپ دوم.
    18. طباطبایى، سیدمحمدحسین (۱۴۱۷)، المیزان فى تفسیر القرآن، قم، دفتر انتشارات اسلامى جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، چاپ پنجم.
    19. طوسی، محمد بن حسن (۱۴۱۴)، الأمالى. قم، دارالثقافة، ط۱.
    20. عسکری، پوریا و همکاران (۱۳۹۷)، «مسئولیت حقوقی بین المللی دولت عربستان در فاجعه منای ۱۳۹۴ و سازوکارهای پیگیری آن»پژوهشنامه حج و زیارت، سال ۳، شماره ۱، ۱۳۴ - ۱۰۷.
    21. فرومن، میشل (۱۳۸۲)، «حمایت از آزادی و برابری»، ترجمه علی اکبر گرجی، حقوق اساسی، شماره ۲.
    22. قاری سیدفاطمی، سیدمحمد (۱۳۸۴)، «توسعه قلمرو و تضمین محدودیت: آزادی بیان در آیینه حقوق بشر معاصر»، تحقیقات حقوقی، دوره ۸، شماره ۱۳۴.
    23. قطحانی، فهد (۱۹۸۸)، صراع الاجنحة فی العائلة السعودیة، لندن.
    24. کاشانی، ملا فتح الله (۱۴۲۳ق)، زبدة التفاسیر، قم، بنیاد معارف اسلامی، چاپ دوم.
    25. کلینی، محمد بن یعقوب (۱۴۳۰)، الکافی، قم، دار الحدیث.
    26. محقق داماد، سیدمصطفی (۱۴۰۶)، قواعد فقه، تهران، نشر علوم اسلامی، چاپ دوازدهم.
    27. محلی، جلال الدین (۱۴۱۶)، تفسیر الجلالین، بیروت، مؤسسه النور، چاپ اول.
    28. مظاهری، حسین (۱۳۸۹)، احکام اقتصادى اسلام در مورد زمین، قم، مرکز مدیریت حوزه قم، چاپ ۱.
    29. مکارم شیرازی، ناصر (۱۳۷۲)، اسلام و حقوق بین الملل عمومی، قم، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه.
    30. نوذری، حسینعلی (۱۳۸۱)، بازخوانی اندیشه های هابرماس، تهران، نشر چشمه، چاپ اول.
    31. هابرماس، یورگن (۱۳۹۵)، دگرگونی ساختاری حوزه عمومی، کاوشی در باب جامعه بورژوازی، ترجمه جمال محمدی، تهران، افکار.
    32. هاشمی، محمدعلی (۱۳۹۶)، حج و حقوق بین الملل، قم، مشعر.
    33. هاشمی، محمدعلی (۱۴۰۰)، «آموزه های حج و مسئله ارتقای دیپلماسی»، حج و زیارت، سال ۶، شماره ۱۴، ص۱۲۵-۱۴۷ .
      1. Baker, c.edwin (1978). “scope of the first amendment freedom of speech”, ucla l. Rev., vol25.
      2. Cass, ronald a (1987). “the perils of positive thinking: constitutional interpretation and negative first amendment theory”, ucla l. Rev., vol34.
      3. Dinstein, Yoram (1976). “Collective human rights of peoples and minorities”, International and Comparative Law Quarterly, Vol. 25, 102 103
      4. Rivero, Jean (1978),“Sur Le droit au développement”, UNESCO, UN Doc. 55 78/Conf./630/Supp.2
      5. RM Cover, ‘The Supreme Court, 1982 Term Foreword: Nomos and Narrative’ [1983] 97 Harvard Law Review 4, 8.
      6. Schauer, Frederick (1982). free speech: a philosophical enquiry, cambridge univ press.
      7. Smolla, rodney, nimmer (2011). melville b., smolla & nimmer on freedom of speech, m. Bender.
      8. Beck U and Sznaide N (2010). ‘Unpacking cosmopolitanism for the social sciences: a research agenda’ 61:s1 The British Journal of Sociology 381 393.
      9. Weston, Burns. H (1984), “Human Rights,Human Rights Quarterly”, Vol 6, 257 283.